برگردان به زبان ساده
به هر آب تنک کی همت من آشنا گردد؟
من و بحری که از یک موجش این نه آسیا گردد
هوش مصنوعی: هر بار که به آب کم عمق نزدیک میشوم، دیوانگی من چه زمانی همراز و همدم خواهد شد؟ من و دریایی که از یک موجش چنین آرامش نمییابم.
خودی سرگشته دارد راه پیمایان عالم را
زخود هر کس که پا بیرون گذارد رهنما گردد
هوش مصنوعی: هر کس که از خود بگذرد و بیرون آید، میتواند راهنمایی برای دیگران باشد. خودی که دچار سرگشتگی است، سبب راهیابی کسانی میشود که در جستجوی حقیقت و هدایت هستند.
چه رسم است این که هر کس از سعادت بهره ای دارد
برای استخوانی گرد عالم چون هما گردد
هوش مصنوعی: این چه عادت ناپسند است که هر کسی که از خوشبختی و سعادت برخوردار است، برای جلب توجه دیگران، مانند پرندهای زیبا و فریبنده سر و صدا کند؟
قفس هم می تواند مانع از پرواز شد ما را
اگر شیرازه آتش زنقش بوریا گردد
هوش مصنوعی: شاید قفس بتواند ما را از پرواز باز دارد، اما اگر آتش در وجود ما شعلهور شود، دیگر هیچ چیز نمیتواند ما را متوقف کند.
درین گلشن که رنگ و بو زهم بیگانگی دارد
کسی تا کی به دنبال نسیم آشنا گردد؟
هوش مصنوعی: در این باغی که رنگ و عطرش به هم بیربط است، کسی چه زمانی میتواند به دنبال نسیمی آشنا باشد؟
گرانبار تعلق کاروانسالار می خواهد
چه لازم بوی پیراهن به دنبال صبا گردد؟
هوش مصنوعی: بار سنگین وابستگی به دنیا، نیاز به راهنمایی و مادیات دارد. چه نیازی به بوی پیراهن است که در دنباله نسیم حرکت کند؟
اگر دل را زتن خواهی جدا، برآه زور آور
که روز باد، کاه از دانه در یک دم جدا گردد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که دل را از تن جدا کنی، باید با شدت و قدرت تلاش کنی؛ زیرا در روزی که باد بوزد، کاه به سرعت از دانهاش جدا میشود.
محال است این که پیکان ترا از دل برون آرد
اگر سنگ ملامت سر بسر آهن ربا گردد
هوش مصنوعی: عشق تو هیچ وقت نمیتواند از دل من بیرون برود، حتی اگر سنگ دلترین افراد هم بخواهد مرا ملامت کنند.
سکندر می کند در یوزه آب از خضر، غافل
کز اکسیر قناعت آبرو آب بقا گردد
هوش مصنوعی: سکندر در جستجوی زندگی جاودان، از چشمه خضر آب میگیرد، در حالی که غافل از این است که با قناعت و رضا به آنچه دارد، میتواند به آبرو و حیات جاودانه دست یابد.
مبادا هیچ کس را روز سختی در کمین یارب
دل گندم دو نیم از بیم سنگ آسیا گردد
هوش مصنوعی: مبادا که کسی در روزهای سخت دچار سختی و نگرانی شود. ای خدا، گندم دل من به دو نیم شود از ترس سنگ آسیا.
دل از رد و قبول هر دو عالم کنده ام صائب
پر کاهی ندارم تا وبال کهربا گردد
هوش مصنوعی: من از رضایت و نارضایتی در این دو جهان دل بریدهام و حالا هیچ باری بر دوش ندارم که باعث دردسرم شود.