برگردان به زبان ساده
دو بالا می شود طول امل چون قد دو تا گردد
که مار از امتداد روزگاران اژدها گردد
هوش مصنوعی: وقتی طول آرزوها افزایش مییابد و به اندازهی دو نفر میرسد، مانند این است که ماری در طول زمان به اژدها تبدیل میشود.
زخورشید سبکسیرست نعل سایه در آتش
زهی غافل که شاد از سایه بال هما گردد
هوش مصنوعی: سایهای که از خورشید بیرون میآید، به اندازهای سبک است که میتواند به راحتی در آتش بیفتد. ای غافل، غافل از این که شادی در سایه، همچون بالی است که خوشی میآورد.
نقاب چهره امید باشد گرد نومیدی
غبار دیده یعقوب آخر توتیا گردد
هوش مصنوعی: اگر امیدی در چهرهات باشد، گرد و غبار ناامیدی که بر چشمان یعقوب نشسته، در نهایت به وسیله توتیا برطرف خواهد شد.
پشیمانی ندارد جان به آن جان جهان دادن
یکی صد می شود آن زر که صرف کیمیا گردد
هوش مصنوعی: پشیمانی در کار نیست وقتی که جان خود را برای کسی که برترین است، ارائه میدهی. آنگاه که این جان به معنای واقعی از وجود ما جدا میشود، ارزشش به گنجی تبدیل میشود که از طلا هم بیشتر میارزد.
نیم نومید از جذب محبت با گرانجانی
که آهن صاحب بال و پر از آهن ربا گردد
هوش مصنوعی: نیمهای از ناامیدی در جذب عشق وجود دارد، چرا که گرانجانی که همانند آهنربا برای جذب آهن است، میتواند در تو کشش و قدرتی ایجاد کند.
نگاه آشنا، چشم از حجاب آلوده ای دارم
که رنگ می به رویش پرده شرم و حیا گردد
هوش مصنوعی: نگاه آشنا دارم و چشمم را از پردهای کثیف دور کردهام تا رنگ شرم و حیای او را بهتر ببینم.
به پایان چون برم این راه بی انجام را صائب؟
که آتش زیر پایم از گرانخوابی حنا گردد
هوش مصنوعی: زمانی که به انتهای این مسیر بیپایان میرسم، چه چیزی نصیبم خواهد شد؟ چرا که آتش ناشی از خواب سنگین و بیحرکتیم، زیر پایم شعلهور شده است.