برگردان به زبان ساده
زخط پشت لب آن طاق ابرو از نظر افتد
که نقش آخر از نقش نخستین خوبتر افتد
هوش مصنوعی: از شکل و زیبایی ابروان آن شخص، واضح است که بهترین نقش و زیبایی در مراحل نهایی به وجود میآید.
به لعل یار تا پیوست شد جان از فنا ایمن
چکیدن نیست آبی را که در دست گهر افتد
هوش مصنوعی: وقتی که جان به محبوب وصل میشود و از نابودی محفوظ میماند، دیگر هیچ چیزی مانند آبی که در دست مروارید بریزد، نمیتواند به راحتی از دست برود.
زپیچ و تاب جوهردار گردد تیغ بیجوهر
اگر از سادگی راهش به آن موی کمر افتد
هوش مصنوعی: اگر تیغی که جوهر و ارزش ندارد، به خاطر سادگی و عدم هوش لازم، به مویی از کمر یکی بپیچد و تاب بخورد، باز هم زیبایی و قدرت واقعیاش را از دست میدهد.
نمی آیی، نمی خوانی، نمی پرسی، نمی جویی
چرا از آشنایان اینقدر کس بیخبر افتد؟
هوش مصنوعی: تو نمیرسی، نمیخوانی، نمیپرسی و نمیجویی که چرا از دوستان و آشنایان اینقدر بیخبر ماندهام؟
چه سود از صبر و طاقت چون نباشد دل به جای خود؟
که می ریزد سلاح از خویش هر کس بیجگر افتد
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که آدم صبر و تحمل کند اگر دلش در مکان مناسب خود نباشد؟ زیرا هر کسی که جرأت و شهامتش را از دست بدهد، سلاحش را نیز رها میکند.
مکن اندیشه از طوفان درین دریای بی لنگر
که در آغوش ساحل کشتی از موج خطر افتد
هوش مصنوعی: نگران طوفان در این دریای بیثبات نباش، زیرا حتی در آغوش ساحل، کشتی هم ممکن است از خطر امواج در امان نماند.
شود زخم زبان در جستجو بال و پر سالک
که خون در جویبار رگ به راه از نیشتر افتد
هوش مصنوعی: زخم زبان و تهمت مردم میتواند برای انسان دردسرساز باشد و باعث شود که او به دنبال راهی برای پرواز و دستیابی به اهدافش باشد. اما این زخمها و نیشهای دیگران همانند خون در رگهایش جاری خواهد شد و او را در مسیر سختی قرار میدهد.
همیشه درد بر عضو ضعیف از عضوها ریزد
که برق بی مروت در نیستان بیشتر افتد
هوش مصنوعی: درد و مشکلات معمولاً بر روی نقاط ضعف بیشتر تأثیر میگذارند، درست مانند اینکه شدت ضربهها و آسیبها در یک مکان خاص بیشتر میشود.
زنعمت خارخار حرص افزون می شود صائب
به تلخی جان دهد موری که در تنگ شکر افتد
هوش مصنوعی: از نعمتها و ثروتها، حرص و طمع بیشتر میشود؛ صائب میگوید، موری که در تنگی و سختی شکر بیفتد، جانش را با تلخی میگذراند.