برگردان به زبان ساده
شب که دامان سر زلف توام در چنگ بود
دامن صحرای محشر بر جنونم تنگ بود
هوش مصنوعی: شب زمانی که موهای تو را در دست داشتم، احساس میکردم که دامن فراخ و پهن دنیای محشر به خاطر عشق و دیوانگیم برایم تنگ شده است.
در گلستانی که شبنم قفل بیرون درست
بلبل گستاخ ما پهلونشین رنگ بود
هوش مصنوعی: در باغی که دانههای شبنم بر روی گلها نشسته است، بلبل با دلیرانه و شجاعت در کنار ما نشسته و زیباییاش همه جا را پر کرده است.
عالمی را دشمن جان کرد با من نامه اش
امن بودم تا جواب نامه من جنگ بود
هوش مصنوعی: یک عالم با من نامهای نوشت و من در امنیت بودم، اما وقتی به نامهام پاسخ داد، جنگ به راه افتاد.
در بهارستان وحدت سبزه بیگانه نیست
دست بر هر تار این قانون زدم آهنگ بود
هوش مصنوعی: در باغ بهار از سبزههای بیگانه خبری نیست و من بر هر رشته از این قانون نغمهای را مینوازم.
تا غبار خودپرستی شستم از لوح بصر
رو به هر وادی که کردم خضر پیشاهنگ بود
هوش مصنوعی: وقتی که از غرور و خودخواهی خود پاک شدم و چشمانم را به حقیقت گشودم، هر جا که رفتم، خضر به عنوان راهنمایم بود.