برگردان به زبان ساده
حسن خط با حسن خلق و مردمی انباز شد
رفته رفته آخر حسنش به از آغاز شد
هوش مصنوعی: خط خوب همراه با رفتار خوب و شخصیت نیکو به تدریج باعث شد که زیبایی او بیشتر از آنچه در ابتدا بود، جلوهگر شود.
حرفی از گیرایی مژگان او کردم رقم
نامه بر بال کبوتر چنگل شهباز شد
هوش مصنوعی: در مورد زیبایی و تاثیر چشمان او صحبت کردم و این موضوع به حدی جذاب بود که کبوتر بر روی دستان من به پرواز درآمد.
بلبل ما گر چنین گرم نواسنجی شود
تخم گل خواهد سپند شعله آواز شد
هوش مصنوعی: اگر بلبل ما اینگونه با شور و شوق نوای خود را آغاز کند، آنگاه تخم گلها به شکوفایی خواهد رسید و صدای زیبا مانند شعلهای خواهد درخشید.
تا برآمد بر سپهر شاخ، گلچینش ربود
شوخی گل چون شرر آخر به یک پرواز شد
هوش مصنوعی: زمانی که شاخسار گل در آسمان نمایان شد، بازیگوشیِ گل آن را مانند جرقهای به سرعت به خود جذب کرد و در نهایت به یک پرواز زیبا تبدیل شد.
بس که حسرتهای رنگین دل به روی هم نهاد
رفته رفته سینه ام چون کلبه بزاز شد
هوش مصنوعی: به دلیل دلتنگیهای فراوان و آرزوهای برآورده نشده، سینهام به تدریج مانند کلبهای پر از رنگهای مختلف و تکهتکه شده، دچار درد و رنج شده است.
صائب از خون جگر خوردن نیاسودم دمی
تا به روی داغ همچون لاله چشمم باز شد
هوش مصنوعی: من از عذاب و درد دل هرگز آرام نگرفتهام و لحظهای نفسی راحت نکشم. تا زمانی که زخمهای وجودم مانند لالهای گ blooming شد، چشمهایم به دنیا باز شد.