برگردان به زبان ساده
می شود دل مضطرب چون گریه ام زور آورد
ناخدا را شور دریا بر سر شور آورد
هوش مصنوعی: دل مضطرب من مانند گریهای است که وقتی به اوج میرسد، حتی ناخدای باتجربه را نیز با هیجان و تلاطم دریا مواجه میکند.
چین زلف مشک بیزی کو، که از تحریک او
زخم کافر نعمتم ایمان به ناسور آورد
هوش مصنوعی: زلفهای سیاه و نرم او کجاست که به خاطر زیبایی و جذابیتش، زخم و دردهای ناشی از عشق و جدایی را نیز تحمل کردهام و ایمانم را به زندگی و دنیای بهتری از دست دادهام.
بی ادب پروانه ای دارم که جذب همتش
موکشان صد شعله را از خلوت طور آورد
هوش مصنوعی: من پروانهای بیپروا دارم که با ارادهاش، بسیاری از شعلهها را از درون خلوت کوه طور به خود جذب میکند.
در خم دام فراموشی به خود درمانده ایم
دانه ای از بهر مرغ ما مگر مور آورد
هوش مصنوعی: درگیر یادآوری و فراموشی شدهایم و به دنبال راهی برای رهایی هستیم، اما به طعمهای نیاز داریم تا جذب مرغ عشق ما شود، شاید مور هم بتواند آن را بیاورد.
هر شرابی نیست صائب با دماغم سازگار
عشق کو تا جرعه ای از خون منصور آورد
هوش مصنوعی: هر نوع نوشیدنی مناسب من نیست، عشق کجاست که بتوانم قطرهای از خون منصور را بنوشم؟