برگردان به زبان ساده
عمرها مشق جنون هر کس که چون مجنون نکرد
از خط دیوانی زنجیر سر بیرون نکرد
هوش مصنوعی: کسانی که به مانند مجنون عشق و جنون را تجربه نکردهاند، هیچگاه از بند زندگی آزاد نخواهند شد. عمرها به این عشق میگذرد، اما اگر عاقلانه زندگی کنند، هرگز احساس آزادی و رهایی نخواهند کرد.
جامه سرگشتگی بر قامت من راست است
گردباد این رقصها در دامن هامون نکرد
هوش مصنوعی: لباس سردرگمی بر تن من مناسب است، زیرا گردباد این رقصها در دامن هامون تاثیری ندارد.
بیغمی روی مرا بر روی آتش داشته است
باده گلرنگ رخسار مرا گلگون نکرد
هوش مصنوعی: عدم نگرانی و آرامش خاطر من باعث شده است تا در برابر آتش طاقتفرسا مقاومت کنم و زیبایی و طراوت چهرهام همچنان حفظ شود.
عمرها با دختر رز همدم و همخانه بود
زندگانی کس به حکمت همچو افلاطون نکرد
هوش مصنوعی: زندگیها با گل سرخی هم نشین و در کنار هم گذشت، اما هیچکس به اندازه افلاطون به زندگی و حکمت اهمیت نداد.
زیربار منت زلفش همین شمشاد نیست
سرو بی تحریک قدش مصرعی موزون نکرد
هوش مصنوعی: در زیر سایه و محبت زلف او، تنها این شمشاد نیست که قدش راست و استوار است؛ حتی سروهای بزرگ هم در برابر قامت او نتوانستهاند شعری موزون بسرایند.
در چنین فصلی که آتش سر برون آرد زسنگ
عندلیب ما سر از کنج قفس بیرون نکرد
هوش مصنوعی: در این فصل که گرما و شادی به اوج خود رسیده و نشاط زندگی به وضوح پیداست، پرنده عاشق هنوز جرأت نکرده از قفس خود خارج شود.
دست از ویرانی من پستی طالع نداشت
تا غبار دل مرا هم کسوت قارون نکرد
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتوانست مرا از خرابی و ویرانیام نجات دهد، حتی غبار دل من را هم به لباس قارون تبدیل نکرد.