برگردان به زبان ساده
قد تو کجا و قد رعنای قیامت
این جامه بلندست به بالای قیامت
هوش مصنوعی: او قد و قامت تو را با بلندی و زیبایی قیامت مقایسه میکند و میگوید که آن زیبایی و شکوهی که در روز قیامت وجود دارد، از هر چیزی که اکنون میبینی، بیشتر است. در واقع، اشاره به این دارد که زیبایی و شکوه قیامت فراتر از آنچه تصور میشود، است.
ای از مژه شوخ صف آرای قیامت
وز زلف دلاویز دو بالای قیامت
هوش مصنوعی: ای کسی که با مژههای بازیگوش و صف کشیدهات، به روز قیامت زیبایی میبخشی و با زلف دلانگیزت، جلوهای خاص به آن روز میزنی.
در دامن کهسار کم از خنده کبک است
در پله تمکین تو غوغای قیامت
هوش مصنوعی: در دامان کوه، صدای خندههای کبک مانند است و در پلههای احترام تو، همهمهای شبیه به قیامت برپاست.
هم جنتی از چهره و هم دوزخی از خوی
نقدست در ایام تو سودای قیامت
هوش مصنوعی: در این دنیا، برخی افراد با چهره زیبا و رفتار خوب به بهشت نزدیکترند، در حالی که برخی دیگر با نیتهای بد و رفتارهای زشت به جهنم نزدیک میشوند. در دوران زندگیات، به فکر روز قیامت و نتایج اعمال خود باش.
خورشید تو چون از افق زلف برآید
ریزد عرق شرم ز سیمای قیامت
هوش مصنوعی: زمانی که طلعت تو مانند خورشید از افق نمایان شود، عرق شرم از چهرهی قیامت میچکد.
از داغ بود گرمی هنگامه دلها
خورشید بود انجمن آرای قیامت
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی اشاره دارد به اینکه عشق و محبت، دلی گرم و شاداب به وجود میآورد. در این جمع، همچون خورشید، عشق درخشان و پرنور است و به دلها گرما و زندگی میبخشد. در واقع، اجتماع و همبستگی انسانها با احساسات عمیق و صمیمی، شعفی شبیه به روز قیامت را ایجاد میکند.
در سینه ما سوختگان نم نتوان یافت
بی آب بود دامن صحرای قیامت
هوش مصنوعی: در دل ما کسانی که دلی سوخته دارند، نمیتوان به راحتی اشکی پیدا کرد، چرا که در روز قیامت، بی آب مثل دامن یک صحرا خواهد بود.
از شرم گنه بس که کشیدم به زمین خط
مسطر زده شد دامن صحرای قیامت
هوش مصنوعی: به خاطر شرم از گناهانی که مرتکب شدهام، آنقدر به زمین افتادهام که دامن روز قیامت به خطی که به زمین کشیدهام دچار شده است.
در سایه کوه گنه ما ز بلندی
آسوده بود خلق ز گرمای قیامت
هوش مصنوعی: در سایه کوه، مردم از بلندی آن احساس راحتی میکردند و از گرمای دشوار قیامت در امان بودند.
از سینه آتش نفسان دود برآید
چون خامه صائب کند انشای قیامت
هوش مصنوعی: از دل آتش خواستهها و شور و اشتیاقها، دود برمیخیزد. مانند یک شاعر که با قلمش، توصیف روز قیامت را مینویسد.