برگردان به زبان ساده
یک دلشده در دام نگاهت نگرفته است
در هاله آغوش، چو ماهت نگرفته است
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند من به دام نگاه تو نیفتاده است، همانطور که هیچکس چون تو را در آغوش نگرفته است.
مغرور از آنی که چو خود عربدهجویی
تیغ ستم از دست نگاهت نگرفته است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که افرادی که به خود میبالند و به خودخواهی و تملک خود مشغول هستند، از این موضوع غافلند که در واقع قدرت و تسلط آنها ناشی از ستم و ظلمی است که بر دیگران میرود. به عبارتی، آنها نمیدانند که تهدید و آسیبپذیری که از چشمانشان میجوشد، میتواند عواقب ناگواری به همراه داشته باشد.
زان خنده زنی بر من بی برگ که هرگز
آتش نفسی نبض گیاهت نگرفته است
هوش مصنوعی: از خنده تو بر من، بیبرگ و بیپیشینه، مشخص است که تپش زندگیات هرگز شعلهور نشده و آتش وجودت هیچگاه به جنبش نیامده است.
در باغ جهان شاخ گلی نیست که صد دست
سرمشق شکستن ز کلاهت نگرفته است
هوش مصنوعی: در جهان گل و گیاه، هیچ شاخه گلی وجود ندارد که از زیبایی تو الهام نگرفته باشد و در دلش شکستن یادت را نبرده باشد.
چشم سیهی نیست که خواباندن شمشیر
تعلیم ز مژگان سیاهت نگرفته است
هوش مصنوعی: چشمی وجود ندارد که خواب شمشیر را از مژگان تاریکت نیاموخته باشد.
سیب ذقنی نیست درین باغ که صد بار
گلگونه رنگ از رخ ماهت نگرفته است
هوش مصنوعی: در این باغ، سیب ذقنی وجود ندارد که بارها رنگ گلها را از چهره زیبایت نگرفته باشد.
آخر که رسد در تو، که دلهای سبکسیر
دامن به سبکدستی آهت نگرفته است
هوش مصنوعی: زمانی که تو به کمال برسی، دلهای بیپایه و سست، تحت تأثیر صدای آرام و ملایم تو قرار خواهند گرفت، بدون اینکه خودشان متوجه شوند.
رحمی به سیه روزی ما سوختگان کن
تا زنگ خط آیینه ماهت نگرفته است
هوش مصنوعی: به ما که در این روزگار سخت و تیره به سر میبریم رحمی کن، قبل از اینکه زیبایی و نور چهرهات تحت تأثیر مشکلات و غمها قرار بگیرد.
برگرد به میخانه ازین توبه ناقص
تا پیر خرابات به راهت نگرفته است!
هوش مصنوعی: به میخانه برگرد و از این توبه ناقص دست بردار، زیرا تا به حال پیر راهنما (مُرشد) نتوانسته تو را راهنمایی کند.
آن کس که زند خنده به بیهوشی صائب
پیمانهای از دست نگاهت نگرفته است
هوش مصنوعی: هر کسی که در حالت بیهوشی لبخند میزند، هرگز پیمانهای از عشق و زیبایی چشمان تو دریافت نکرده است.