برگردان به زبان ساده
خورشید ترا از خط شبرنگ وبال است
چون سایه قدم پیش نهد وقت زوال است
هوش مصنوعی: خورشید تو را از بالای شبرنگ دور میکند، مانند سایهای که در زمانی که زندگی به پایان میرسد، به جلو میآید.
از خنجر سیراب نترسد جگر ما
هر چند که می صاف بود مفت سفال است
هوش مصنوعی: جگر ما از خنجر سیراب نمیترسد، هرچند که دل پاک و بیگناه باشد، این موضوع مانند این است که سفالی نازک و بیارزش به حساب آید.
هر دانه که از آبله دست نشد سبز
زنهار مکن میل که آن تخم وبال است
هوش مصنوعی: هر دانهای که از آبله به دست نیامده باشد، سبز نکن، زیرا آن تخم تو را به دردسر میاندازد.
در سلسله آبله دست توان یافت
امروز درین دایره آبی که حلال است
هوش مصنوعی: امروز در این دایره آبی که حلال و پاک است، میتوان به راحتی به چیزهایی دست یافت که در گذشته به سختی امکانپذیر بود.
موقوف به آسایش چرخ است قرارم
هر کار که موقوف محال است، محال است
هوش مصنوعی: آسایش و آرامش من به چرخ و گردش روزگار وابسته است و هر کاری که به چیزهای غیرممکن ارتباط داشته باشد، خود به خود غیرممکن است.
از بس که گرفتار گرفتاری خویشم
هر حلقه دامم به نظر چشم غزال است
هوش مصنوعی: به خاطر مشکلات و گرفتاریهایی که دارم، هر بار که به آنها نگاه میکنم، مثل این است که در دام زیبایی گرفتار شدهام.
بر بستر گل وقت خزان تکیه نماید
آن را که ز طاوس، نظر بر پر و بال است
هوش مصنوعی: در زمان پاییز، کسی که زیباییهای خاصی در خود دارد، میتواند بر روی گلها تکیه کند، مانند طاووس که به پر و بال خود مینگرد.
صائب سخن غنچه نشکفته همین است
جمعیت دل در گره سخت ملال است
هوش مصنوعی: سخن شاعر این است که وقتی دل در رنج و اندوه قرار دارد، مانند غنچهای است که هنوز نروییده و نمایان نشده است. احساسات و دردهای درون او به شدت فشرده و گرهخوردهاند و این وضعیت نشاندهنده ناراحتی و کلافگی اوست.