برگردان به زبان ساده
تمکین خرام تو ز بسیاری دلهاست
این سیل، بلنگر ز گرانباری دلهاست
هوش مصنوعی: فریبندگی و جذبهی تو به خاطر دلهای زیادی است که به تو علاقهمند شدهاند. این حالت مانند یک سیل است، به خاطر سنگینی و بار زیاد احساسات و دلها.
هر حلقه ای از زلف تو، چون حلقه ماتم
از نوحه و از گریه و از زاری دلهاست
هوش مصنوعی: هر دسته از موهای تو مانند حلقهای از غم و اندوه است که دلها را با ناله و گریه درگیر میکند.
بی جلوه انجم، دل شب پرده خواب است
فیض شب آن زلف ز بیداری دلهاست
هوش مصنوعی: بدون درخشش ستارهها، دل شب در خواب است، اما زیبایی شب در آن زلف موهای بیداری دلها نهفته است.
از شورش جانهاست پریشانی آن زلف
بیماری چشمش ز پرستاری دلهاست
هوش مصنوعی: پریشانی و نابسامانی دلها به خاطر شورش و التهاب وجودی است که زلفهای او به وجود میآورند. این زلفها مانند بیماری، چشمانش را تحت تاثیر قرار میدهند و در نتیجه دلهای عاشق را به سرپرستی و مراقبت میطلبند.
از جلوه او، کیست ز دل دست نشوید؟
خار و خس این سیل، عنانداری دلهاست
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از زیبایی او دل بکند. این سیل عشق، دلها را به هم میزند و باعث میشود که دلها غیر قابل کنترل باشند، حتی اگر مانند خار و خس باشند.
مشکل که کند گوش، امان نامه خط را
خال تو که مشغول جگرخواری دلهاست
هوش مصنوعی: وقتی مشکلی برای کسى پیش بیاید، به او اجازهای برای آرامش نمیدهد و خط تو، که نشانهگر عاطفهٔ توست، در کنار درد دلها هنوز زنده و مشغول است.
تا دل نشود بیخبر، آسوده نگردد
مستی عرق صحت بیماری دلهاست
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل از درون بیخبر نباشد، خوشحالی و سرخوشی نمیتواند آرامش پیدا کند. حالِ خوب حقیقتاً نشانی از بیماری دلهاست.
صائب دو جهان سوزد اگر روی نماید
آن نور که در پرده زنگاری دلهاست
هوش مصنوعی: اگر آن نوری که در دلها پنهان است و متشکل از زنگارهاست، نمایان شود، دو جهان را به آتش خواهد کشید.