برگردان به زبان ساده
ماهی که ز پرتو به جهان شور درانداخت
پیش رخت از هاله مکرر سپر انداخت
هوش مصنوعی: ماهی که با نور خود جهانی پر از هیجان و شور ایجاد کرد، وقتی به حضور تو رسید، از زیبایی و جلال خود پرده برداشت.
با گوشه دل غنچه صفت ساخته بودم
بوی تو مرا همچو صبا دربدر انداخت
هوش مصنوعی: با گوشهای از دل، مانند گل غنچه، تصویری از تو ساخته بودم و حالا بوی تو مرا مانند نسیم در کنار خود سرگردان میکند.
در دیده صاحب نظران موی زیادم
زان روز که چشم تو مرا از نظر انداخت
هوش مصنوعی: از نظر صاحب نظران، من موی زیادی دارم؛ چون روزی که چشم تو مرا از نگاه خود دور کرد، این گونه شدم.
تا دامن محشر نتوان دوخت به سوزن
مژگان تو چاکی که مرا در جگر انداخت
هوش مصنوعی: تا زمانی که دامن قیامت را نتوان با سوزن چشمان تو دوخت، آن زخم و جراحتی که در دل من ایجاد کردی، همیشه باقی خواهد ماند.
فریاد که شیرین سخنی طوطی ما را
مشغول سخن کرد و ز فکر شکر انداخت
هوش مصنوعی: صدای دلنشینی که طوطی ما با کلام شیرینش ایجاد کرد، ما را از فکر شیرین جدا کرد.
آن را که به دولت نتوانیش رساندن
مانند هما سایه نباید به سر انداخت
هوش مصنوعی: اگر نتوانی کسی را به موفقیت و خوشبختی برسانی، مثل سایه هما، نباید او را به سر و دوش خود بگیری.
صائب شدم آسوده ازین کارگشایان
تا کار مرا عشق به آه سحر انداخت
هوش مصنوعی: در آرامش از دست افرادی که به حل مشکلات کمک میکنند، رها شدهام. زیرا عشق، کار مرا به آه و افسوس در هنگام سحر رساند.