برگردان به زبان ساده
گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت
دریا به هیچ و پوچ حسابت نمی گرفت
هوش مصنوعی: اگر در هوایی که زندگی میکنی، عشق تو را نمیگرفت، پس دریا هم به هیچ و پوچ به حسابت نمیآمد.
می داشتی گر از دل بیدار بهره ای
شب دیده ستاره به خوابت نمی گرفت
هوش مصنوعی: اگر از دل بیدار و هوشیار بهره میبردی، ستارههای شب هرگز در خواب تو جا نمیگرفتند.
گر پیچ و تاب عشق نمی گشت مهربان
شیرازه در بغل چو کتابت نمی گرفت
هوش مصنوعی: اگر عشق با پیچیدگی و فراز و نشیبش نبود، مهربانی هم در آغوش شما نمیگنجید، مانند چگونگی که کتابی را در آغوش نمیگیریم.
در هم نمی فشرد اگر درددل ترا
مغز جهان شمیم گلابت نمی گرفت
هوش مصنوعی: اگر درد و دلهای تو را در خود نگنجاند، دنیا هم نمیتواند عطر گلهای زیبای تو را در بر بگیرد.
مجنون صفت ز عقل اگر ساده می شدی
اندیشه خطا و صوابت نمی گرفت
هوش مصنوعی: اگر مجنون هم از عقل خود ساده میشد، دیگر نه فکر اشتباهی به سرش میزد و نه بر روی حقیقتی راستین تأکید میکرد.
یک چند، جوش در دل خم گر نمی زدی
کام از لب پیاله شرابت نمی گرفت
هوش مصنوعی: اگر کمی در دل خود شور و هیجان ایجاد نمیکردی، نمیتوانستی از لب پیالهات طعم خوش شراب را بچشی.
می داشت گوهر تو اگر مغز آگهی
دنیا به دام موج سرابت نمی گرفت
هوش مصنوعی: اگر اندیشه و دانایی عمیقتری داشتی، مانند گوهری ارزشمند در دنیای پرآشوب و متلاطم این دنیا غرق نمیشدی.
باریک اگر می شدی از بوته گداز
چون ماه عید، چرخ رکابت نمی گرفت
هوش مصنوعی: اگر به حدی لطیف و باریک میشدی که مثل مهری در شب عید درخشان بودی، آنگاه چرخ دوچرخهات بر زمین نمیافتاد.
می کرد خامسوز ترا آتش شباب
پیری اگر خبر ز کبابت نمی گرفت
هوش مصنوعی: خامسوز تو را در داغی جوانی میسوزاند، اگر خبر از زیباییات نداشت.
صائب چراغ خانه و شمع مزار بود
دل، گرد اگر ز عالم آبت نمی گرفت
هوش مصنوعی: دل مانند چراغ خانه و شمع در آرامگاه است؛ حتی اگر از دنیا غبار بیفتد، باز هم نمیتواند از نور وجودش بهرهمند شود.