برگردان به زبان ساده
هر زنده دل که جا به مقام رضا گرفت
از تیغ، فیض سایه بال هما گرفت
هوش مصنوعی: هر انسانی که تسلیم رضایت خداوند شود، از آلام و مشکلات زندگی بهرهمند میشود و مانند پرندهای که در زیر سایه پرهای بزرگ خود آرامش مییابد، از آرامش پروردگار برخوردار میگردد.
شد وحشتم ز عالم صورت زیادتر
چندان که بیش آینه من جلا گرفت
هوش مصنوعی: ترس و وحشتم از دنیای ظاهر بیشتر شده است، به طوری که آینه وجودم نیز به طرز چشمگیری درخشانتر شده است.
با بی بصیرتی به دلیل اعتماد نیست
طفلی ز دست کور تواند عصا گرفت
هوش مصنوعی: کودکی که به خاطر نااگاهیاش به چیزها اعتماد میکند، نمیتواند از کسی که نابینا است کمک بگیرد.
از سیم و زر به هر چه فشاندیم آستین
در وقت احتیاج، همان دست ما گرفت
هوش مصنوعی: هر چیزی که به دیگران کمک کردیم و سرمایهگذاری کردیم، در زمان نیاز به کمک، همان کمکها به ما برگشت.
سهل است پاک ساختن ره ز رهزنان
آسان نمی توان سر راه از گدا گرفت
هوش مصنوعی: راحت است که راه را از دزدان پاک کرد، اما دشوار است که از گدا چیزی گرفت.
عشق غیور، عقل ما هیچکاره کرد
طوفان عنان کشتیم از ناخدا گرفت
هوش مصنوعی: عشق حسود باعث شد که عقل ما هیچ اثر نداشته باشد و در این شرایط طوفانی، کنترل زندگیمان را از دست ناخدای کشتی گرفتیم.
بعد از هزار سال که شد چرخ مهربان
پای به خواب رفته ما را حنا گرفت
هوش مصنوعی: پس از هزار سال، زمانی که زمانه با عشق و محبت به خواب رفته است، ما را با رنگ حنا آراسته است.
خود را به آستان کس بیکسان رساند
هر کس به بیکسی ز کسان التجا گرفت
هوش مصنوعی: هر کس که به کمک و پناهی نیاز داشته باشد، خود را به درگاه کسی میرساند و به یکسان از او درخواست یاری میکند.
چون نخل میوه دار، دل بردبار ما
سنگی ز هر طرف که رسید از هوا گرفت
هوش مصنوعی: دل صبور و ثابت ما مانند درخت نخل است که میوهدار است. این دل، سنگین و محکم است و هر بار که تلاطمها و مشکلات به آن نزدیک میشود، همچنان استوار و تحملپذیر میماند.
شد دست کوتهم به رسایی امیدوار
روزی که شانه دامن آن زلف را گرفت
هوش مصنوعی: دست کوتاه من به شایستگی نرسید، امیدوارم روزی که شانه دامن آن زلف را گرفتم.
شوخی که ریخت خون من بیگناه را
اول به مزد دست ز من خونبها گرفت
هوش مصنوعی: شوخی باعث شد که خون بیگناه من ریخته شود و ابتدا بابت دستم از من بهای خون خواستند.
خواب سبک، گران شود از خوابگاه نرم
شبنم ز روی بستر گل چون هوا گرفت؟
هوش مصنوعی: خواب سبک و آرامی که روی بستر گل به خاطر شبنم نرم است، به سبب تغییر جوی و گرفتگی هوا، سنگین میشود.
از بخت سبز شیشه پر باده است داغ
سروی که جای بر لب آب بقا گرفت
هوش مصنوعی: از شانس خوب، شیشهای پر از شراب وجود دارد که درخت سرو، نشانی از زندگی را در کنار آب به دست آورده است.
خون امیدوار مرا پایمال کرد
مشاطه ای که دست ترا در حنا گرفت
هوش مصنوعی: امید و آرزوهای من را ستم و سرکوب کرده است، همانطور که آرایشگری که دستان تو را در رنگ حنا فرو برد.
فرش است در سرای فقیران حضور دل
نتوان شکستگی ز نی بوریا گرفت
هوش مصنوعی: در خانه فقرا، فرش حضور دل به گونهای است که نمیتوان آن را از هم گسست؛ حتی اگر از نی بافته شده باشد.
صائب ز توتیا ندهد آب، چشم خویش
هر دیده ای که سرمه ازان خاک پا گرفت
هوش مصنوعی: چشم خود را به هیچ دارویی از خاک نمیتوان پاک کرد، زیرا هیچ چشمی نمیتواند از اثرات تربیت و آگاهی خود دور بماند.