برگردان به زبان ساده
دور قمر چو گردش چشم پیاله نیست
با کودکی نشاط شراب دو ساله نیست
هوش مصنوعی: گردش قمر مانند چرخش چشم پیاله نیست و شادابی دوران کودکی همانند شادی ناشی از شراب دو ساله نیست.
حسن برشته ای که نگه را کند کباب
امروز در بساط چمن غیر لاله نیست
هوش مصنوعی: حسن و زیبایی، امروز در باغ فقط مخصوص لاله است و چیزی دیگر نمیتواند زیبایی را به حد کمال برساند.
هر کس به شاهدی است درین بزم هم شراب
ما را بغیر شیشه کسی هم پیاله نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که در این مراسم حاضر است، به نوعی گواهی بر وجود شراب ما دارد، اما هیچ کس جز شیشه و لیوان ما، همراهی در نوشیدن ندارد.
در آتش است نعل سفر حسن شوخ را
مه در کنار هاله در آغوش هاله نیست
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویری از عشق و جذابیت اشاره شده است. نعل سفر حسن نمایانگر عشق و دلربایی است که در دل آتش احساسات میسوزد، در حالی که در کنار مه و هاله، حس آرامش و زیبایی وجود دارد. اما در عین حال، آن آرامش دست نیافتنی است و این تضاد میان شور و آرامش را نشان میدهد.
از وحشت است بستر ما کام اژدها
ما را شبی که دختر رز در حباله نیست
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به نگرانی و اضطراب اشاره دارد. تصویر به کار رفته از "بستر" و "اژدها" نشاندهندهی خطر و ترس است. وجود "دختر رز" هم ممکن است به زیبایی و عشق اشاره داشته باشد، که در غیاب آن، احساس خطر و تنهایی بیشتر میشود. در حقیقت، این شعر به احساس ناامنی و عدم آرامش در شبهای تاریک اشاره دارد.
خشک است اگر چه دیده ما دل ز خون پرست
در شیشه هست باده اگر در پیاله نیست
هوش مصنوعی: اگرچه چشمان ما خشک و بیاحساس شدهاند، دل ما هنوز پر از عشق و احساس است. حتی اگر در پیاله بادهای وجود نداشته باشد، عشق و شوق ما هنوز درون ما جاری است.
نسبت به اهل درد، کبابی است خامسوز
در باغ اگر چه سوخته جانی چو لاله نیست
هوش مصنوعی: در باغ، کبابی خاموش و بیروح وجود دارد که اگرچه دچار سوختگی جانی است، اما همچنان جاذبه و زیبایی لاله را ندارد. در واقع، این جمله به تفاوت وضعیت روحی و زیبایی ظاهری افراد نسبت به یکدیگر اشاره دارد.
هر ذره از جمال تو فردست و بی مثال
در مصحف تو نام خدا جز جلاله نیست
هوش مصنوعی: هر قسمت از زیبایی تو بینظیر و منحصر به فرد است و در مشهد وجود تو تنها نام خداوند با جلال و عظمتش به چشم میخورد.
صائب مرا خرد نتواند مرید ساخت
پیری مرا بغیر می دیر ساله نیست
هوش مصنوعی: من را عقل و خرد نمیتواند به پیری وادارد، چون برای من هیچ پیری جز وفاداری به می و شراب وجود ندارد.