برگردان به زبان ساده
تا آدمی خمش نشود برگزیده نیست
صهبا ز جوش تا ننشیند رسیده نیست
هوش مصنوعی: تا زمانی که انسان آرام نگیرد و خشمگین نشود، به درستی نمیتواند از بهشت الهی بهرهمند شود. اگر جوشی در او نباشد، به حقیقت و مقام بالای خود نخواهد رسید.
تمکین ز چار موجه طمع داشتن خطاست
در قلزمی که آب گهر آرمیده نیست
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به چیزی که ممکن نیست، اشتباه است. مثل این که در دشت خشک و بی آب، به دنبال چشمهای باشی که وجود ندارد.
هر کس نظر به عیب کسان از هنر کند
در پیش صاحبان نظر پاک دیده نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی به عیبهای دیگران نگاه کند و بخواهد خود را بر اساس هنر خود نشان دهد، در نظر انسانهای صاحب نظر و با بینش، دچار نقصان و ناپاکی خواهد بود.
بیهوده دست بر دل من می نهد طبیب
لنگر حریف کشتی طوفان رسیده نیست
هوش مصنوعی: طبیب بیفایده بر دل من دست میگذارد؛ مانند لنگری که حریف طوفان است و هیچ کمکی نمیتواند بکند.
آواز نیست پای به دامن کشیده را
هر کس که از وصول زند دم رسیده نیست
هوش مصنوعی: آواز کسی که به پای دامنش نزدیک شده، وجود ندارد؛ زیرا هر کسی که به حقیقت و رسیدن به هدف نائل شده، دیگر نیازی به صحبت کردن ندارد.
مشغول جمع کردن تیر فکنده است
پشت فلک ز راه تواضع خمیده نیست
هوش مصنوعی: سماوات (آسمان) به خاطر تواضع و احترام، خود را خم کرده و در حال جمع کردن تیرهای به پرتاب درآمده است.
مگشای لب به خنده و کوتاه دار دست
در عالمی که دست و لب ناگزیده نیست
هوش مصنوعی: در دنیایی که لبخند و دستی گرما و نزدیکی را به وجود میآورد، بهتر است که به این احساسات نپردازیم و ارتباطات سطحی را محدود کنیم.
پیوسته در کشاکش خار علایق است
چون سرو دامنی که درین باغ چیده نیست
هوش مصنوعی: انسان همیشه در کشمکش و چالش با آرزوها و وابستگیهاست، مانند درخت سرو که در این باغ، دامناش را چیدهاند و خالیست.
صائب بود ز درد خطا صاف فکر من
در جام من به غیر شراب چکیده نیست
هوش مصنوعی: از درد و رنج، افکار من به وضوح و روشنی رسیده است و در وجود من تنها چیزی که جاری است، شراب نیست.