برگردان به زبان ساده
داغم چو آفتاب سیاهی پذیر نیست
چون صبح چاک سینه من بخیه گیر نیست
هوش مصنوعی: غم من مانند آفتاب است که هیچگاه نمیتواند تاریکی را در خود بپذیرد. مثل صبح که سینهام را زخم کرده، راهی برای بهبود و ترمیم آن وجود ندارد.
این شکر چون کنیم که پهلوی خشک ما
در زیر بار منت نقش حصیر نیست
هوش مصنوعی: این شکر را چگونه ادا کنیم وقتی که در سایه فشارها و مشکلات، ما تنها نقش یک حصیر خشک را داریم؟
فکر کمین مکن که تماشایی ترا
پای گریز چون هدف از پیش تیر نیست
هوش مصنوعی: به فکر فرار نباش، چون تو قابل مشاهدهای و مانند هدفی که از قبل مشخص شده، نمیتوانی پنهان شوی.
آیینه ای کجاست که بر کور باطنان
روشن شود که طوطی ما را نظیر نیست
هوش مصنوعی: آیا آینهای وجود دارد که بتواند حقیقت را به کسانی که باطنی نابینا دارند نشان دهد، تا بفهمند که ما هیچ مشابهی نداریم؟
در چشم ما که واله ابروی مصرعیم
بین السطور هیچ کم از جوی شیر نیست
هوش مصنوعی: در نگاه ما که مجذوب زیبایی ابرو هستیم، فاصلهای که بین دو خط قرار دارد هیچ تفاوتی با جریان شیر ندارد.
صائب در آب سیل بشود دست را ز دل
این خانه شکسته عمارت پذیر نیست
هوش مصنوعی: اگر آب سیل به خانه برسد و ویرانش کند، دیگر نمیتوان انتظار ساختن و بازسازی آن را داشت. دل انسان نیز در چنین شرایطی از آسیب و درد میتواند مانند آن خانه شکسته شود و نمیتوان به راحتی آن را ترمیم کرد.