برگردان به زبان ساده
عارف به اختیار خود از سر گذشته است
این رشته ناگسسته ز گوهر گذشته است
هوش مصنوعی: عالم و عارف به اراده خود از کارهای دنیا فاصله گرفته و از بند آن رهایی یافته است، زیرا این پیوستگی و ارتباط عمیق با حقیقت، ریشه در ذات و گوهر او دارد و هیچگاه قطع نمیشود.
از ترکتاز حادثه، صحرای سینه ام
کشتی است بی حصار که لشکر گذشته است
هوش مصنوعی: دل من از آشفتهگی، مانند بیابانی است که در آن کشتیای بدون دیوار وجود دارد و ارتش خاطرات و تجربیات گذشتهام در آن به راه افتاده است.
گردن مکش ز تیغ شهادت که این زلال
از جویبار ساقی کوثر گذشته است
هوش مصنوعی: گردن خود را زیر تیغ شهادت قرار نده، زیرا این آب زلال از جویبار ساقی کوثر رد شده است.
یک دل به جان رساند من دردمند را
از بار دل چها به صنوبر گذشته است
هوش مصنوعی: یک دل با تمام آلام و مشکلاتش، مرا که در عذاب هستم، نجات داد. دیگر چه احساسی میتواند از دل سنگینم باقی بماند که به درخت صنوبر برسد؟
فریاد می کند خط و خالت که کلک صنع
بر صفحه رخ تو مکرر گذشته است
هوش مصنوعی: چهره و ناز تو به حدی زیباست که انگار آثار هنری با دقت و تکرار زیادی بر روی آن نقش بسته است.
دل با صفا ز علم و هنر صلح کرده است
آیینه من از سر جوهر گذشته است
هوش مصنوعی: دل پاک و خالص من با دانش و هنر هماهنگ شده است و حالا دیگر انعکاس من در آیینه، از عمق وجودم فراتر رفته است.
آسوده باش ای فلک از انتقام ما
کاین شیر از شکاری لاغر گذشته است
هوش مصنوعی: ای آسمان، آرام باش از انتقام ما، زیرا این شیر، زمانی که از صید لاغری گذشته، دیگر گرسنه و ضعیف نیست.
فرداست استخوان تنش توتیا شده است
بر روی خاک هر که بلنگر گذشته است
هوش مصنوعی: فردا بدن او به خاک سپرده خواهد شد، هر کس که به گذشته نگاه کند، این حقیقت را میبیند.
تکرار را به طوطی نوحرف داده است
صائب ز گفتگوی مکرر گذشته است
هوش مصنوعی: صائب میگوید که طوطی را به خاطر تکرار مکرر صحبتهایی که قبلاً گفته شده، زبان جدیدی دادهاند. به طور کلی، به نظر میرسد از تکرار بیفایده گفتگوها و عدم پیشرفت در بحثها انتقاد دارد.