برگردان به زبان ساده
آن کس که تاج را به فریدون گذاشته است
سودای عشق در سر مجنون گذاشته است
هوش مصنوعی: کسی که تاج سلطنت را بر سر فریدون قرار داده است، در دل مجنون عشق را نهاده است.
بهر خراب کردن روی زمین بس است
چشم تو گردشی که به گردون گذاشته است
هوش مصنوعی: چشم تو به دوری که در آسمان دارد، برای ویران کردن زمین کافی است.
شد سالها و آتش ازو می چکد هنوز
دستی که لاله بر دل مجنون گذاشته است
هوش مصنوعی: سالها گذشته و هنوز هم آتش از آن شخص میریزد؛ دستی که گل لاله را به دل مجنون گذاشته است، همچنان تأثیر خود را دارد.
مجنون گذشت و از جگر لاله ها نرفت
داغی که یادگار به هامون گذاشته است
هوش مصنوعی: مجنون از کنار لالهها گذشت، اما هنوز هم درد و سوزش یادگاری که در دل دارد، از او دور نشده است.
وصف دهان تنگ تو آفاق را گرفت
در نقطه ای که این همه مضمون گذاشته است
هوش مصنوعی: دهان باریک تو به قدری توصیف شده که تمام جهان را تحت تأثیر قرار داده است، در حالی که در یک نقطه خاص این همه معنا جمع شده است.
دارد ز بخت سبز دل خضر را کباب
خطی که لب بر آن لب میگون گذاشته است
هوش مصنوعی: خضر، نماد حیات و سبزی، به دلیل خوشبختی خود، در حال لذت بردن از شوق و زیبایی است که لبهای رنگینش بر آن خط گذاشتهاند.
در دل خیال چشم تو در خواب رفته است
آهو سری به دامن مجنون گذاشته است
هوش مصنوعی: در دل من تصویر چشمان تو در خواب است و آهو سر خود را به دامن مجنون گذاشته است.
صائب چو نیک در نگری هست حکمتی
پیر مغان که خم به فلاطون گذاشته است
هوش مصنوعی: وقتی با دقت به موضوع بنگری، میبینی که نظری از عارفان و پیران مغان وجود دارد که حکمتی عمیق دارد، چرا که این حکمت به قدری درخشان است که حتی سقراط نیز تحت تاثیر آن قرار گرفته است.