برگردان به زبان ساده
ترک خودی مراد ز قطع مراحل است
این بار هر کجا فتد از دوش منزل است
هوش مصنوعی: ترک خودی به معنای رها کردن خود و خواستههاست، و منظور از این بیت این است که این بار هر جا که بروی، به منزلی جدید یا مرحلهای تازه وارد میشوی.
آب ستاده رشته برون آورد ز پا
بگسل ز همرهی که گرانجان و کاهل است
هوش مصنوعی: آب ایستاده است و رشته را از پا بیرون میآورد. از همراهی یا دوستی که سنگین و کند است، دور شو.
یکرنگ دل چو شد تن خاکی گهر شود
دل متحد به جسم چو شد مهره گل است
هوش مصنوعی: وقتی دل پاک و صاف میشود، مثل یک گوهر باارزش میگردد. وقتی دل با جسم یکی میشود، مانند یک تکه گل ساده و بیارزش میشود.
دست از خودی بشوی که در دفتر وجود
فردی که در حساب بود فرد باطل است
هوش مصنوعی: از وابستگی به نفس خود دست بردار، زیرا در سرنوشت کسی که در آن ثبت شده، خود فردی که به حساب میآید، بیمعنا است.
شهرت بود ز ریزش اگر مطلب کریم
در چشم بی نیازی ما کم ز سایل است
هوش مصنوعی: اگر انسان درک کند که چیزهای کوچک و بیارزش نمیتوانند تأثیری بر عظمت و زیبایی یک شخصیت داشته باشند، در این صورت، خود را از نیاز به تأیید دیگران رها میکند و به شایستگیهای درونی خود دلبسته خواهد شد. شهرت و محبوبیت واقعی از عمق وجود و خلوص نیت ناشی میشود، نه از عواملی سطحی و زودگذر.
در زیر سقف چرخ نفس راست ساختن
آسوده زیستن ته دیوار مایل است
هوش مصنوعی: زندگی کردن در زیر آسمان و با نفس راحت کشیدن، نوعی آرامش است که فقط در گوشهای از دنیا به دست میآید.
گیراترست خلق خویش از خون بیگناه
دامن کشیدن از گل بی خار مشکل است
هوش مصنوعی: در آغوش گرفتن و نگهداشتن خویشتن، از گناه بیگناهی سختتر است، زیرا جدا شدن از زیباییهای خالص و بدون عیب کار آسانی نیست.
چون زخم، سینه چاک برون می دود ز پوست
خونم ز بس که تشنه شمشیر قاتل است
هوش مصنوعی: وقتی که زخمها بهسختی، بهطور آشکار از سینهام بیرون میزنند، مانند خون که از پوست بیرون میآید، بهخاطر اینکه شدیداً تشنهی شمشیر قاتل هستم.
گفتار جاهلان ز شنیدن بود فزون
خرجش ز دخل بیش بود هر که غافل است
هوش مصنوعی: سخن جاهلان بیشتر از آنچه که میدانند و میشنوند است و هزینه آن بیشتر از درآمدشان میشود. هر کسی که بیخبر و غافل است، در این وضعیت گرفتار میشود.
با قامت خمیده جوانانه زیستن
در زیر تیغ بال فشانی ز بسمل است
هوش مصنوعی: زندگی کردن با اندامی خمیده مانند جوانی، در شرایطی که زیر فشار و سختیها هستی، به مانند جان دادن در زیر تیغی است که از شدت فشار و درد ناشی میشود.
تسلیم شو که عقده دل را گشادگی
بی برگریز ناخن تدبیر مشکل است
هوش مصنوعی: تسلیم شو تا از دلتنگیهایت رها شوی، زیرا برطرف کردن درد و مشکلات با تدبیر و برنامهریزی سخت است.
صبح از ستاره ساخت تهی دامن فلک
کم نیست دانه بهر زمینی که قابل است
هوش مصنوعی: صبح در آسمان که پر از ستارههاست، نشاندهندهی این است که برای هر زمینی که شایسته و قابل است، دانههای زیادی وجود دارد. به عبارت دیگر، برای هر زمین مستعدی، نعمتها و منابع فراوانی وجود دارد.
از خوشه راز دانه مستور فاش شد
گل می کند ز تیغ زبان هر چه در دل است
هوش مصنوعی: از خوشه راز دانهای که پنهان بود، حقیقت آشکار شد. گل میکند، یعنی احساسات و رازها با زبانی که تند و تیز است، از دل بیرون میآیند.
از خاک دلنشین نتوان برگرفت دل
بیرون شدن ز کوی خرابات مشکل است
هوش مصنوعی: از خاک دلپذیر نتوان دل را جدا کرد و ترک کردن کوی میخانه کار آسانی نیست.
صائب هزار بار به از عقل ناقص است
در چشم امتیاز جنونی که کامل است
هوش مصنوعی: عقل ناقص نمیتواند به درستی تفاوتها را تشخیص دهد، اما گاهی جنون و شور و شوقی که کامل و عمیق است، ارزش بیشتری دارد.