برگردان به زبان ساده
خط سر زد و تغافل او همچنان به جاست
گل کوچ کرد و گوش کر باغبان بهجاست
هوش مصنوعی: با نادیده گرفتن و بیتوجهی او، خط و نشانهایی دیده میشود و در حین اینکه گل کوچکی به سمت دیگری رفته، باغبان به هیچچیز گوش نمیدهد و در بیخبری باقی مانده است.
ایمن مشو ز خصمی تیغ زبان که شمع
در بوته گداز بود تا زبان به جاست
هوش مصنوعی: از دشمنی که زبانش تیز و کنایهآمیز است، ایمن نباش؛ چرا که مانند شمعی است که در آتش ذوب میشود و خطرش در کمین است تا زمانی که زبانش در کار است.
کو سینهای که داغ عزیزان ندیده است؟
اینک هزار لاله درین بوستان به جاست
هوش مصنوعی: کسی را پیدا کن که در دلش محبت و غم عزیزان را نداشته باشد؟ اکنون هزار گل لاله در این باغ سرسبز و زیبا شکفته است.
آیینهٔ خانهٔ دل ما بی غبار نیست
چندان که سرمهواری ازین خاکدان به جاست
هوش مصنوعی: دل ما مانند آیینهای است که پاک و بیغبار نیست. نه چندان که از این دنیای خاکی چیزهایی بر آن نشسته و تیرگیهایی به وجود آورده باشد.
عهد شباب رفت و همان مست غفلتیم
شد نوبهار و زحمت خواب گران به جاست
هوش مصنوعی: دوران جوانی گذشت و ما هنوز در حال غفلت هستیم، حالا که بهار فرا رسیده، خواب سنگین ما همچنان ادامه دارد.
جان را ببین کدام به تلخی سپردهاند؟
از طوطیان شکر، ز هما استخوان به جاست
هوش مصنوعی: ببین جان کجا و به چه دلخوشی سپرده شده است؟ از طوطیهای شیرینگو، نشانهای از هما و خوشی نیست.
کج بحث، راستی ز طبیعت برون برد
پهلو تهی نمودن تیر از کمان به جاست
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این نکته اشاره دارد که بحث نادرست و کج و معوج نمیتواند از طبیعت و حقیقت فاصله بگیرد. مانند اینکه تیر از کمان رها شود و در هدفی درست و مناسب برخورد کند. به عبارت دیگر، اگر ما از راه راست و درست منحرف شویم، نمیتوانیم به نتیجهی صحیحی برسیم.
صائب زبان کلک سخن آفرین ماست
امروز شعلهای که درین دودمان به جاست
هوش مصنوعی: زبان و بیان ما امروز همچون شعلهای است که در این خانواده وجود دارد و به زیبایی میدرخشد.