برگردان به زبان ساده
شب گذشته دل از زلف پر شکن می گفت
غریب بود، ز حب الوطن سخن می گفت
هوش مصنوعی: در شب گذشته، دل از زلفی با حالتهای پر راز و رمز صحبت میکرد و احساس غریبی میکرد. همچنین از عشق به وطن و تعلق خاطر به آن صحبت میکرد.
گهر چو کرد وداع صدف عزیز شود
عزیز مصر به یعقوب این سخن می گفت
هوش مصنوعی: وقتی که گوهر با صدف وداع میکند، به خاطر ارزشمندیاش عزیز و گرانبهاتر میشود. این حرف را عزیز مصر به یعقوب میگفت.
اگر پیاله سراپا دهن نمی گردید
که حرف بوسه ما را به آن دهن می گفت؟
هوش مصنوعی: اگر لبهای پیاله شکل دهن نبودند، چگونه میتوانستند پیام بوسه ما را منتقل کنند؟
ازان خموش به کنجی نشسته بودم دوش
که شرح حال مرا شمع انجمن می گفت
هوش مصنوعی: دیشب در گوشهای ساکت نشسته بودم که شمع مجلس در مورد حال و روز من صحبت میکرد.
هلال واری ازان سینه دید و رفت از دست
گلی که روز وز شب از چاک پیرهن می گفت
هوش مصنوعی: چشمهای هلالی شکل او را مشاهده کرد و از دست رفت، گلی که در روز و شب بر اثر چاک پیراهنش، خود را نشان میداد.
همیشه آه هوادار لاله رویان بود
نسیم تا نفس آخر از چمن می گفت
هوش مصنوعی: همیشه نسیم با خود آه و ناله طرفداران گلهای زیبای لاله را میآورد و تا آخرین دم خود از چمن صحبت میکرد.
چو غنچه مشت زری عندلیب اگر می داشت
هزار نکته رنگین به یک دهن می گفت
هوش مصنوعی: اگر زنبقِ زری از غنچهای بنوشد، حتی اگر هزار نکته زیبا و رنگارنگ داشته باشد، آن را تنها با یک صدا بیان میکند.