برگردان به زبان ساده
خوش آن که چون گل ازین گلستان دمید و گذشت
چو صبح یک دو نفس سرسری کشید و گذشت
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که مانند گلی از این باغ بهاری به وجود آمد و با نشاط و شادابی، به سرعت و بیوقفه گذر کرد، مثل صبح که یک یا دو نفس عمیق میکشد و بعد از آن میرود.
نریخت رنگ اقامت درین خراب آباد
سری چو ماه به هر روزنی کشید و گذشت
هوش مصنوعی: در این خراب آباد، رنگ و بوی زندگی جا نگرفته است. همچون ماه که هر روز از میان دریچهها میگذرد و به افق میرسد.
به قدر آنچه سرانجام توشه باید کرد
درین رباط پر از وحشت آرمید و گذشت
هوش مصنوعی: به اندازهای که باید برای آینده خود آماده شوید، در این مکان ناامن و پر از ترس ساکن شوید و از آن عبور کنید.
پناه برد به دارالامان خاموشی
ز زخم تیغ زبان خون خود خرید و گذشت
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که شخصی برای فرار از درد و رنج ناشی از سخنان تند و گزنده دیگران به سکوت پناه میبرد. او با تحمل زخمهای ناشی از این کلمات، در سکوت میگذرد و به نوعی خون دل میخورد و این شرایط را تحمل میکند.
فریب نعمت الوان نوبهار نخورد
چو لاله کاسه پر خون به سر کشید و گذشت
هوش مصنوعی: فریب زیبایی و نعمتهای خوشایند فصل بهار را نخور، زیرا مانند لالهای که با کاسهای پر از خون به سر میگذرد، باید از این مشکلات و زخمهای زندگی عبور کنی.
دلم ز منت آب حیات گشت سیاه
خوش آن که تشنه به آب بقا رسید و گذشت
هوش مصنوعی: دل من به خاطر لطف و کرم آب حیات تیره و تار شد. خوش به حال آن کسی که تشنهی آب زندگی ابدی است و به آن دست یافته و از آن گذشت.
هزار غنچه دل واکند سبکروحی
که چون نسیم بر این گلستان وزید و گذشت
هوش مصنوعی: روحی لطیف و دلنشین مانند نسیم به آرامی از میان گلها عبور میکند و دلها را به شوق میآورد و آنها را شکوفا میکند.
گذر ز چرخ مقوس به قد همچو خدنگ
که هر که ماند به زیر فلک خمید و گذشت
هوش مصنوعی: از زیر آسمان گذر کن، مثل تیرکمانی که کشیده شده است؛ زیرا هر کسی که در زیر این آسمان بماند، خمیده و ناتوان خواهد شد و از این دنیا عبور نمیکند.
خوشا کسی که ازین باغ پر ثمر صائب
به جای میوه سر انگشت خود گزید و گذشت
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از این باغ پربار و پرثمر، به جای برداشت میوه، تنها با سر انگشت خود نازک حسی را تجربه کرد و بیآنکه چیزی بردارد، به راه خود ادامه داد.