برگردان به زبان ساده
کدام شب نی کلک من آتش افشان نیست؟
کدام روز که شیری درین نیستان نیست؟
هوش مصنوعی: کجای این شبهاست که قلم من شعلهور نیست؟ و کدام روز است که در این دشت نی، شیر وجود نداشته باشد؟
دویی به راه نگاه تو خار ریخته است
وگرنه سبزه بیگانه در گلستان نیست
هوش مصنوعی: در مسیر نگریستن تو، خاری وجود دارد و اگر نه، در گلزار، گیاهان بیگانهای پیدا نمیشود.
نه هر که حرف شناسد به غور حسن رسد
سواد خط بناگوش در دبستان نیست
هوش مصنوعی: هر کس که تنها سخن بگوید به عمق زیبایی نمیرسد؛ زیرا علم و مهارت فقط با آموختن و تجربه در محیطهای آموزشی به دست میآید.
ترا به وادی مشرب گذر نیفتاده است
وگرنه کعبه دل نیز بی بیابان نیست
هوش مصنوعی: تو هنوز به مرحلهای از درک و تجربه نرسیدهای که به عمق روح و عشق پی ببری؛ وگرنه حتی مکان مقدسی مانند کعبهی دل هم بدون یک مسیر و جستوجو در دنیای عشق معنادار نیست.
نمی کنی سخن خویش را چرا هموار؟
جز این تمتعی از آسیای دندان نیست
هوش مصنوعی: چرا سخن خود را به راحتی و بدون مشکل بیان نمیکنی؟ در واقع، جز این که از مشکلات زندگی فقط میتوان لذتهای کوچکی مانند دندانها را برداشت، چیز دیگری نیست.
توان ز روزن دل چار فصل را دیدن
چنین بنایی در چارسوی امکان نیست
هوش مصنوعی: با استفاده از درک و احساس قلبی میتوان چهار فصل را مشاهده کرد، اما چنین ساختاری (زیبایی و عظمت) در تمام ابعاد و امکانات وجود ندارد.
در گشاده بود شرط میهمان طلبی
به میهمانی آن کس مرو که خندان نیست
هوش مصنوعی: اگر کسی به مهمانی دعوت شده باشد، باید از مهمانی کسی که در چهرهاش نشانی از خنده و شادابی نیست پرهیز کند.
کدام مغز که در جستجوی نکهت تو
چو گردباد، سراسر رو بیابان نیست؟
هوش مصنوعی: کدام عقل و فکری وجود دارد که در پی بوی خوشی تو مانند طوفانی، تمام بیابان را زیر و رو نکند؟
همین نه شعله فطرت جگرگداز من است
کدام شمع درین بزمگاه گریان نیست؟
هوش مصنوعی: احساسات درون من آنچنان عمیق و سوزان است که هیچ شمعی در این جمع نمیتواند از گریهی من بیخبر باشد.
غبار تفرقه خاطر از تردد توست
اگر تو جمع شوی روزیت پریشان نیست
هوش مصنوعی: اختلاف و دوری که به وجود آمده، ناشی از رفت و آمد توست. اگر تو به جمع بیایی و در کنار دیگران باشی، زندگیات دچار سردرگمی و پریشانی نخواهد شد.
همیشه بر سر آتش بود کباب دلش
مگو به سفره درویش مرغ بریان نیست
هوش مصنوعی: همیشه در حسرت کبابی است که بر روی آتش درست میشود، اما در سفره شخص فقیر هیچ مرغ بریانی وجود ندارد.
ز هر رهی که دلت می کشد قدم بگذار
که قفل منع درین پره بیابان نیست
هوش مصنوعی: از هر راهی که دل تو میخواهد، قدم بردار؛ زیرا در این دشت وسیع هیچ قفلی وجود ندارد که مانع تو شود.
مرا گدایی غم کرد دربدر صائب
مصیبتی بتر از روزی پریشان نیست
هوش مصنوعی: غم و اندوه، مثل یک گدا، مرا سرگردان و بیقرار کرده است. هیچ مصیبتی بدتر از این نیست که روزها درگیربههمریختگی و پریشانی باشم.