برگردان به زبان ساده
ز تنگدستی شکر، نی مرا غم نیست
که ناله های گلوسوز از شکر کم نیست
هوش مصنوعی: من از تنگدستی و فقر ناراحت نیستم، چون آوازهای جانسوز و زیبای شکر، غمها و دردهایم را کم و سبک میکند.
به مجلسی که در او داروگیر منعی است
اگر بهشت بود، دلنشین آدم نیست
هوش مصنوعی: اگر در جایی که نوشیدنی ممنوع است، حتی اگر آنجا بهشتی باشد، هیچگاه برای آدمی دلپذیر نخواهد بود.
ز چشم شور تماشاییان هراسانم
وگرنه زخم مرا احتیاج مرهم نیست
هوش مصنوعی: از نگاههای حسود و پر از طعنه مردم میترسم، وگرنه زخمهایم نیاز به درمان ندارند.
یکی است نسبت داغ جنون به شاه و گدا
ز آفتاب قیامت کسی مسلم نیست
هوش مصنوعی: تنها یک نسبت وجود دارد بین شدت جنون و وضعیت افراد، چه پادشاهان و چه درویشان. در روز قیامت، هیچکس نمیتواند به طور مسلم بگوید که تفاوتی میان آنها وجود دارد.
گداختم جگر خویش را به آتش گل
هنوز اشک مرا اعتبار شبنم نیست
هوش مصنوعی: من خود را در آتش احساسات سوزاندهام، اما هنوز اشکهایم به اندازهی شبنم ارزش و اعتبار ندارند.
شکوه صحبت شیرین حجاب اظهارست
وگرنه حسرت خسرو ز کوهکن کم نیست
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی گفتار دلنشین، به خاطر حجاب و پردهای که بر آن است. در غیر این صورت، آرزوی کسی مانند خسرو که از دلشکستگی رنج میبرد، کم نیست.
جنون به ملک سلیمان نمی کند اقبال
وگرنه مرتبه داغ، کم ز خاتم نیست
هوش مصنوعی: دیوانگی به پادشاهی سلیمان هم نمیرسد و اگر چنین بود، مقام و رتبه داغ عشق کمتر از انگشتر سلیمان نمیبود.
اگر چه جلوه او از دو عالم افزون است
دلی کجاست که در وی غم دو عالم نیست؟
هوش مصنوعی: اگرچه زیبایی او از هر دو جهان بیشتر است، اما آیا دلی وجود دارد که در برابر او از غمهای این دو عالم خالی باشد؟
ز سنگ تفرقه صائب بلند گردیده است
بنای دوستی روزگار محکم نیست
هوش مصنوعی: دوستیهای امروزی که بر پایهی اختلاف و کدورتها شکل گرفتهاند، پایدار و استوار نیستند؛ زیرا همچنان که از سنگی سخت نشأت گرفتهاند، به همان اندازه آسیبپذیر و سست هستند.