برگردان به زبان ساده
شدم غبار و همان خارخار من باقی است
توجه چمن آرا به این چمن باقی است
هوش مصنوعی: من به یک ذره غبار تبدیل شدم و همان حس ناامیدی و رنج در من باقی مانده است. توجه باغبان همچنان به این چمن ادامه دارد.
هزار جامه بدل کرد روزگار و هنوز
حدیث دیده یعقوب و پیرهن باقی است
هوش مصنوعی: روزگار هزاران تغییر و دگرگونی به خود دیده، اما هنوز داستان چشمان یعقوب و پیراهنش به یاد مانده است.
به رنگ و بوی جهان دل منه، تماشا کن
که آه سرد و کف خاکی از چمن باقی است
هوش مصنوعی: به ظواهر و زیباییهای دنیا توجه نکن، زیرا آنچه باقی میماند، درد و ناکامی است که از خاک برخاسته است.
گذشت فصل بهار و چمن ورق گرداند
همان به تازگی خویش داغ من باقی است
هوش مصنوعی: فصل بهار گذشت و چمن دوباره جوانه زد، اما داغ در دلم همچنان باقی مانده است.
دلیل این که سخن آب زندگی خورده است
همین بس است که از رفتگان سخن باقی است
هوش مصنوعی: دلیل زنده ماندن سخنان، این است که آنها در مورد افرادی که دیگر در میان ما نیستند، صحبت میکنند.
چه شیشه ها که تهی شد، چه جامها که شکست
به حال خود دل سنگین انجمن باقی است
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که بسیاری از چیزها از بین رفتهاند و شکست خوردهاند، اما علیرغم این نقصانها، دل سنگین و اندوهناک جلسه هنوز باقی مانده است.
ز پادشاهی پرویز جز فسانه نماند
هزار نقش نمایان ز کوهکن باقی است
هوش مصنوعی: از دوران پادشاهی پرویز تنها داستانها و حکایات باقی مانده است و هزاران تصویر و نقش از آن زمان هنوز بر روی سنگها و در دل کوهها دیده میشود.
جواب آن غزل است این که گفت عرفی ما
هزار شمع بکشتند و انجمن باقی است
هوش مصنوعی: در پاسخ به غزلی که گفته شد، این است که هر چند هزار شمع خاموش شدهاند، اما جمع و محفل هنوز باقی مانده است.