برگردان به زبان ساده
پیش صاحب نظران درد و دوا هر دو یکی است
چشم بیمار و لب روح فزا هر دو یکی است
هوش مصنوعی: نزدیک بینش و تجربهی صاحبنظران، درد و درمان هیچ تفاوتی ندارند. نگاه پر از نگرانی و لبهای شاداب هر دو به یک حقیقت اشاره دارند.
پیش ما سایه دیوار و هما هر دو یکی است
خاک و زر در نظر همت ما هر دو یکی است
هوش مصنوعی: در حضور ما، سایه دیوار و پرنده هما هیچ تفاوتی ندارند. در نظر ما، خاک و طلا هر دو یکساناند.
صورت حال جهان گر بد و گر نیک بود
پیش آیینه خوش مشرب ما هر دو یکی است
هوش مصنوعی: وضعیت جهان هرچه که باشد، چه خوب و چه بد، در آیینه خوشذاتی ما هر دو یکسانند.
نوش و نیش است یکی پیش سبکرفتاران
خار و گل در گذر باد صبا هر دو یکی است
هوش مصنوعی: نوش و نیش هر دو از نظر سبکسرها یکسان هستند؛ همانطور که خار و گل در مسیر باد صبا نیز هیچکدام از یکدیگر جدا نیستند.
پشت و رو آیینه را مانع یکتایی نیست
کفر و دین در نظر وحدت ما هر دو یکی است
هوش مصنوعی: آیینه از هر دو سمتش به یک میزان قابل مشاهده است و هیچ چیز نمیتواند مانع از یگانگی آنها شود. در نظر ما، کفر و دین در اصل هیچ تفاوتی ندارند و هر دو به یکسان دیده میشوند.
گل رعنا نبود عالم بیرنگی را
باده و خون به مذاق عرفا هر دو یکی است
هوش مصنوعی: گل زیبا نبود، عالم صرفا رنگ و بو ندارد. برای عارفان، زهر و شراب هر دو طعمی مشابه دارند.
پیش آن کس که به تسلیم و رضا تن درداد
لذت نیشکر و تیر قضا هر دو یکی است
هوش مصنوعی: کسی که به تقدیر و شرایط زندگی تسلیم میشود، دیگر تفاوتی بین خوشیها و ناخوشیها برایش وجود ندارد. لذتهای زندگی و سختیها را یکسان میبیند.
تا ازان کعبه مقصود جدا افتادم
دل بیتاب من و قبله نما هر دو یکی است
هوش مصنوعی: وقتی از آن کعبهای که هدفم بود جدا شدم، دلم و نشانهام به سوی قبله هر دو یکی شدهاند.
اگر این است ره راست که من یافته ام
خطر راهزن و راهنما هر دو یکی است
هوش مصنوعی: اگر این مسیری است که من به درست بودن آن پی بردهام، باید بدانم که هم خطر چپاولگران و هم مشاورههای نادرست، هر دو میتوانند در این راه وجود داشته باشند.
در کمانخانه زنخجیر، ترازو گردد
مژه شوخ تو و تیر قضا هر دو یکی است
هوش مصنوعی: در کمانخانهای که تیر و کمان وجود دارد، مژههای نازک و بازیگوش تو به مانند ترازویی عمل میکند که در کنار تیر سرنوشت، هر دو به یک اندازه اهمیت دارند.
در ته پای تو از سرکشی و رعنایی
خون پامال من و رنگ حنا هر دو یکی است
هوش مصنوعی: در انتهای پای تو، هم خون پای من که به خاطر سرکشی و زیبایی تو ریخته شده، و هم رنگ حنایی که بر پای توست، هر دو به یک شکل و یکسان هستند.
ز احتیاج تو کریمان ز لئیمند جدا
دل چو افتاد غنی بخل و سخا هر دو یکی است
هوش مصنوعی: وقتی نیاز تو به دیگران احساس میشود، انسانهای بزرگوار از افراد پست و حقیر جدا میشوند. زمانی که دل انسان غنی شود، بخل و بخشندگی در او فرقی ندارد.
هر قدر خط تو افزود، مرا مهر فزود
سبزه خط تو و مهرگیا هر دو یکی است
هوش مصنوعی: هر چه قدر که نوشتهی تو زیباتر شود، عشق من به تو نیز بیشتر میشود. سبزهی خط تو و عشق من به تو هر دو یکسان و زیبا هستند.
در سراپرده گوش تو ز سنگینی ناز
ناله عاشق و آواز درا هر دو یکی است
هوش مصنوعی: در کنار گوش تو، به خاطر زیباییات، ناله عاشق و آواز پرنده هر دو به یک شکل جلوه میکند.
دوزخ مردم یکرنگ دورنگان باشند
چه بهشتی است که روز و شب ما هر دو یکی است
هوش مصنوعی: آتش دوزخ تنها مختص افرادیست که به ظاهر و باطن خود دو رنگ هستند. اگر زندگی ما از صبح تا شب یکسان باشد، در واقع چطور میتوانیم به بهشت دست یابیم؟
خواهش نام کم از خواهش نان صائب نیست
که صلای کرم و بانگ گدا هر دو یکی است
هوش مصنوعی: میل و درخواست چیزهای کوچک مانند نام، کمارزشتر از درخواست نیازهای اساسی مانند نان است، چرا که در نهایت، صدای درخواست هر دو یکسان است و به نوعی نشاندهنده فقر و نیاز است.