برگردان به زبان ساده
ناله سوخته جانان به اثر نزدیک است
دست خورشید به دامان سحر نزدیک است
هوش مصنوعی: ناله دلشکسته محبوب به شدت به دلتنگی نزدیک شده است، مانند این که دست خورشید به آغوش صبح نزدیک میشود.
قسمت من چو صدف چون لب خشک است از بحر
زین چه حاصل که به من آب گهر نزدیک است؟
هوش مصنوعی: قسمت من مانند صدفی است که لب خشک دارد و از دریا بیخبر است. با این حال، حتی اگر به من آب گوهر نزدیک باشد، چه فایدهای دارد؟
وصل با کوتهی دست ندارد ثمری
بهله رازین چه که دستش به کمر نزدیک است؟
هوش مصنوعی: اتصال و ارتباطی که بدون تلاش و کوشش به دست آید، هیچ ثمری نخواهد داشت. اگر کسی تنها به ظاهر و نزدیکی دستها اکتفا کند، در واقع از حقیقت دور است.
صرف خمیازه آغوش شود اوقاتش
هاله هر چند به ظاهر به قمر نزدیک است
هوش مصنوعی: ساعات او به راحتی سپری میشود، حتی اگر به نظر برسد که به ماه نزدیک است.
روی دنیای فرومایه به بی رویان است
همه جا پشت ز آیینه به زر نزدیک است
هوش مصنوعی: همه جا دنیا از نظر بیارزش و ناچیز است و تنها ظاهر زیبای ابعادش به چشم میآید، به گونهای که در پس همه چیز، واقعیتی از زرق و برق و طلا وجود دارد که به آسانی قابل دسترسی نیست.
دل ز خط زودتر از زلف شود کامروا
شب ایام بهاران به سحر نزدیک است
هوش مصنوعی: دل پیش از زلف به شوق میآید و خوشحالی را تجربه میکند. شبهای بهاری به زودی به صبح نزدیک میشوند.
کار آتش کند آبی که به تلخی بخشند
ورنه دریا به من تشنه جگر نزدیک است
هوش مصنوعی: آبی که تلخی و درد به همراه دارد، حتی اگر آتش را هم به کار گیرد، نمیتواند کاری کند. در حالی که دریا به من نزدیک است و من تشنهام، اما آن تلخی باعث میشود که نتوانم از آن بهرهمند شوم.
سکه سان رویی از آهن به کف آور صائب
کاین متاعی است که امروز به زر نزدیک است
هوش مصنوعی: بر روی سکهای که از آهن ساخته شده، ظاهر زیبا و درخشان است. صائب، به این نکته اشاره میکند که این جنس، امروز ارزش و ارزشی نزدیک به طلا دارد.