برگردان به زبان ساده
برق چون ابر بهار از کشت من گریان گذشت
سیل گردآلود خجلت زین ده ویران گذشت
هوش مصنوعی: ابر بهاری مانند یک برق، از مزارع من عبور کرد و باران آنچنان شدید بود که در کنار این روستای ویران، گرد و غباری به جا گذاشت.
شوق چون پا در رکاب بیقراری آورد
می توان با اسب چون از آتش سوزان گذشت
هوش مصنوعی: اشتیاق مانند اسبی است که در میان بیقراری به حرکت در میآید و میتوان از آتش سوزان به راحتی عبور کرد.
گر چنین تبخال غیرت مهر لب گردد مرا
تشنه لب می باید از سرچشمه حیوان گذشت
هوش مصنوعی: اگر غیرت و محبت به لبم مانع از تشنگیام شود، پس باید برای رفع تشنگیام از منبعی عمیق و غنی دشواریها را پشت سر بگذارم.
ترک دست و پای کوشش کن که در میدان لاف
با همه بی دست و پایی گوی از چوگان گذشت
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش را رها کن، چون در میدان رقابت، حتی افرادی که هیچچیز ندارند، به راحتی از تو پیشی میگیرند.
دست خار دعوی از دامان خود کوتاه کرد
از ریاض آفرینش هر که دست افشان گذشت
هوش مصنوعی: هر که به دنیای آفرینش و زیباییهای آن دست دراز کرد و به دنبال زیباییها رفت، باید از مشکلات و سختیهای زندگی فاصله بگیرد و خود را از دعاوی و دردسرها دور کند.
کشتی خود را به خشک آورد از دریای خون
هر که بهر نان جو از نعمت الوان گذشت
هوش مصنوعی: هر کسی که برای رسیدن به لقمهای نان از نعمتهای فراوان و رنگارنگ دست کشید و از آنها گذشت، در نهایت به ساحل امن و موفقیت خواهد رسید.
جمع زاد آخرت از زندگی منظور بود
عمر ما بی حاصلان در فکر آبو نان گذشت
هوش مصنوعی: زندگی ما بیثمر و بیفایده گذشت و تنها به فکر مادیات مانند آب و نان بودیم، در حالیکه همهی تلاشهایمان باید برای آخرت و زندگی جاویدان باشد.
چشم بستن صائب از کنج قناعت مشکل است
ورنه از ملک سلیمان می توان آسان گذشت
هوش مصنوعی: بستن چشم از خواستهها و آرزوهای فراوان کار آسانی نیست، چون انسان میتواند به سادگی از نعمتهای فراوانی که در اختیارش است عبور کند.