برگردان به زبان ساده
همچو آن رهرو که خواب آلود از منزل گذشت
کعبه را گم کرد هر کس بی خبر از دل گذشت
هوش مصنوعی: مانند مسافری که در خواب و بیحالی از جایی عبور میکند و کعبه را گم میکند، هر کسی که از دل و احساسات خود غافل باشد، راه را گم میکند.
همچو تار سبحه گر همواره سازی خویش را
می توان در یک دم از صد عقده مشکل گذشت
هوش مصنوعی: اگر مانند نخهای تسبیح همیشه خود را مرتب کنی، میتوانی در یک لحظه از صد مشکل و گره عبور کنی.
پیش زهر منت احسان بود شیر و شکر
از جواب تلخ ممسک آنچه بر سایل گذشت
هوش مصنوعی: در اینجا میتوان گفت که اگرچه ممکن است در ابتدا پاسخ دادن به درخواستها یا نیازها به شکل ناملایم و تلخ باشد، اما در واقع این پاسخ میتواند برای فردی که درخواست کرده، به نوعی شیرین و دلپذیر تلقی شود. در واقع، آنچه که بر دیگران میگذرد، میتواند به نوعی به تجربهای مثبت یا مفید تبدیل شود، حتی اگر در لحظه، به سختی و تلخی احساس شود.
در دل فولاد، جوهر موی آتش دیده شد
تا خیال خون گرمم تیغ را در دل گذشت
هوش مصنوعی: در دل فولاد، جوهر موی آتش مشاهده شد، تا اینکه تصور خون گرمم تیغ را در دل خود حس کرد.
از شکست موج چون آب گهر آسوده شد
تا دل دریایی من از سر ساحل گذشت
هوش مصنوعی: پس از اینکه شکاف موج باعث آرامش آب شد، دل دریایی من نیز با آرامش از ساحل عبور کرد.
با دل روشن نگردد جمع، خواب عافیت
عمر شمع ما به اشک و آه در محفل گذشت
هوش مصنوعی: دل شاد و روشن نمیتواند جمعی را به خود بیاورد، خواب آرامش عمر ما مانند شمعی است که در محفل به اشک و آه سپری میشود.
برق می تابد عنان از خار جولانگاه عشق
تا گذشت از وادی مجنون، چه بر محمل گذشت!
هوش مصنوعی: برق درخشانی در آسمان میتابد و عشق به طور پرشوری در حال حرکت است. هنگامی که از سرزمینی که مجنون در آن سرگردان است عبور میکند، لحظات شگفتانگیزی را تجربه میکند.
حلقه دام چشم از بهر شکار عبرت است
وای بر آن کس که این عبرت سرا غافل گذشت
هوش مصنوعی: چشمان ما مانند دامی هستند که برای شکار عبرت و درسهای زندگی طراحی شدهاند. ای وای بر کسی که از این درسها غافل بماند و به سادگی از کنارشان عبور کند.
تا درین گلزار صائب راست کردم قد خویش
چون صنوبر عمر من در زیر بار دل گذشت
هوش مصنوعی: در این گلزار، من به قد بلند خود چون صنوبر افتخار میکنم، اما عمرم در سایهی درد دل سپری شده است.