برگردان به زبان ساده
رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست
فتح باب من ازین میخانه جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: معنای این بیت این است که روزی و بهرهی من تنها از خوابآلودگی و بیحالی ناشی از مینوشی است، و شروع و ورود من به این میخانه نیز چیزی جز همین بیحالی و خواب آلودگی نیست.
آه کز بی حاصلیها آنچه می ماند به من
چون صدف زان گوهر یکدانه جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: آه، از بیفایده بودنها، آنچه که برای من باقی مانده مانند صدفی است که تنها یک گوهر درونش دارد و در نهایت فقط حسرت و خمیازه به دنبال دارد.
روزی دست و دهان عاشق از بوس و کنار
زان نگار از وفا بیگانه جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: روزی عاشق از بوسهها و نزدیکی با معشوقش بینصیب خواهد ماند و تنها حسرت و یکنواختی نصیبش خواهد شد.
می کشد فانوس گستاخانه در بر شمع را
روزی بال و پر پروانه جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: فانوس با جسارت و بدون نگرانی بر شمع میتابد و پروانهای که برای او پُرواز کرده، تنها سعی میکند خوابش را به تاخیر بیندازد.
از شراب ما دگرها شادمانی می کنند
قسمت ما چون لب پیمانه جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: دیگران از شراب ما شاد میشوند، اما ما تنها با یک خمیازه از پیمانهی خود یاد میکنیم.
روزی ما چون ملایک دانه تسبیح ماست
در بساط ما ز آب و دانه جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: روزی ما مانند فرشتگان است و زندگیمان به تسبیح گویی میگذرد. در زندگیمان فقط چیزی جز خمیازه و نشانهای از خوابآلودگی وجود ندارد.
تیر تخشی دارد از نخجیر ما هر کس که هست
گرچه ما را چون کمان در خانه جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: هر فردی که به شکار ما میآید، تیرش جدی و با هدف است. اما برای ما، که در خانه نشستهایم، تنها خمیازهای باقی مانده است و خبری از فعالیت و جنبوجوش نیست.
رزق نادانان بود صائب شرابی بی غمی
در بساط مردم فرزانه جز خمیازه نیست
هوش مصنوعی: زندگی نادانان پر از شادی و خوشی است، مانند نوشیدنی که بی هیچ دغدغهای مصرف میشود، اما در زندگی انسانهای دانا جز بیحوصلگی و خوابآلودگی چیزی به چشم نمیخورد.