برگردان به زبان ساده
سنبل زلف از رخش تا برکنار افتاده است
گل چو تقویم کهن از اعتبار افتاده است
هوش مصنوعی: زلف زیبا و خوش بوی محبوب، مانند سنبلی است که از چهرهاش افتاده و دیگر اثری از زیباییاش باقی نمانده است. همچنین، گل نیز مانند تقویم کهنهای است که دیگر اعتبار و ارزش خود را از دست داده است.
نه لباس تندرستی، نه امید پختگی
میوه خامم به سنگ از شاخسار افتاده است
هوش مصنوعی: نه از لباس تندرستی خبری هست، نه امیدی به بالغ شدن میوه خام دارم، زیرامیوه به خاطر سقوط از درخت، روی زمین افتاده است.
در چنین وقتی که شاخ خشک ما در آتش است
حله رحمت ز دوش نوبهار افتاده است
هوش مصنوعی: در این زمان که شاخههای خشک ما در آتش قرار دارند، لباس رحمت و برکت بهار بر دوش طبیعت افتاده است.
ناامیدی می کند خون گریه بر احوال من
کشت امیدم ز چشم نوبهار افتاده است
هوش مصنوعی: ناامیدی بر من غلبه کرده و مانند اشک، بر وضعیت من میریزد؛ امیدم از بین رفته و مانند گلهای بهاری، پژمرده شده است.
هرگز از من چون کمان بر دست کس زوری نرفت
این کشاکش در رگ جانم چه کار افتاده است؟
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من که کمانی در دست دارد و قدرتی ندارد، نتوانسته است این تنش و کشمکش را در وجود من احساس کند. این درد و رنجی که در وجودم هست، چه نشانهای دارد؟
(آفتاب نشأه تا از مشرق مغزم دمید
کوکب عقلم ز اوج اعتبار افتاده است)
هوش مصنوعی: وقتی که نور خورشید به ذهنم تابید، درخشش عقل و آگاهیام از اوج خودش پایین آمد.
شکر گردون ستمگر می کند هر صبح و شام
کار صائب تا به اهل روزگار افتاده است
هوش مصنوعی: شکرگزار بودن ستمگر عادت دارد که هر روز و هر شب بر ظلم و ستم خود ادامه دهد، و این موضوع بر کار صائب تاثیر گذاشته و تا به حال به مردم زمانه او رسیده است.