برگردان به زبان ساده
نامه از قاصد دل مغرور ما نگرفته است
غیرت ما بوی یوسف از صبا نگرفته است
هوش مصنوعی: ما از قاصد دل مغرور خود هیچ خبری دریافت نکردهایم و غیرت ما حتی بوی یوسف را هم از نسیم صبح نمیگیرد.
سرکشی از ترکتاز عشق بر ما تهمت است
گرد ما افتادگان هرگز هوا نگرفته است
هوش مصنوعی: عشق ما را به حال خود رها کرده و این بیتوجهی به ما اتهام است. افرادی که در اطراف ما هستند هرگز دچار وسوسه و هوس نشدهاند.
با دل روشن زمین و آسمان غمخانه ای است
صورتی دارد جهان تا دل جلا نگرفته است
هوش مصنوعی: با دل شاد و روشن، دنیای ما مانند یک غمخانه است و تا زمانی که دلها پاک و منور نشده باشند، زیبایی واقعی جهان قابل مشاهده نیست.
می رسد آخر به جایی گریه خونین ما
خون ناحق را کسی پا در حنا نگرفته است
هوش مصنوعی: در نهایت، اشکهای دلخراش ما به جایی خواهد رسید، اما هنوز کسی برای خون بیگناه ما کاری نکرده است.
روز ما را گر سیه کردند این مه طلعتان
دامن شب را کسی از دست ما نگرفته است
هوش مصنوعی: اگر روز ما را این ماهرویان تاریک کردند، کسی از ما دامن شب را نچیده است.
هر چه هر کس یافته است از دامن شب یافته است
دل عبث دامان آن زلف دو تا نگرفته است
هوش مصنوعی: هر چیزی که هر فردی به دست آورده، از تاریکی شب به دست آمده است و دل بیموردی را به موهای دوگانه (دو زلف) او نبسته است.
آه را در سینه سوزان من آرام نیست
دود از آتش این چنین صائب هوا نگرفته است
هوش مصنوعی: در دل من که به شدت میسوزد، هیچ آرامشی وجود ندارد. این آتش به قدری شعلهور است که دودش بلند شده و به آسمان نرفته است.