برگردان به زبان ساده
دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است
چیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل است
هوش مصنوعی: دیدن چهره تو برای من درد و رنجی است و نادیده گرفتن آن برایم سخت و دشوار. گل چیدن از باغ تو کاری خطاست، اما خودداری از چیدن آن هم کار آسانی نیست.
هر چه جز معشوق باشد پرده بیگانگی است
بوی یوسف را ز پیراهن شنیدن مشکل است
هوش مصنوعی: هر چیزی که به محبوب واقعی مربوط نباشد، باعث جدایی و دوری میشود. احساس کردن عطر یوسف از پیراهن او کار آسانی نیست.
نیست از جوش شهیدان تیغ را میدان زخم
در سر کویش به کام دل تپیدن مشکل است
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، از شدت خروش شهیدان، تیغهایی وجود ندارد و زخمها در سر کوی او شکل میگیرد. اما به خاطر عشق به او، تپیدن دل بسیار دشوار است.
لامکان بر وحشیان عشق تنگی می کند
در فضای آسمان از خود رمیدن مشکل است
هوش مصنوعی: عشق برای کسانی که آزاد و وحشی هستند، در فضایی بیکران سخت و محدود شده است. فرار از احساسات در این آسمان وسیع کار آسانی نیست.
بی چراغان تجلی طور سنگ تفرقه است
کعبه و بتخانه را بی یار دیدن مشکل است
هوش مصنوعی: در غیاب نور و روشنایی، تنهایی و جدایی نمایان میشود. دیدن کعبه و بتخانه بدون وجود معشوق یا یاری سخت و دشوار است.
غنچه را باد صبا از پوست می آرد برون
بی نسیم شوق، پیراهن دریدن مشکل است
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی غنچه را از درون پوستش بیرون میآورد، اما بدون نسیم عشق و شوق، دشوار است که پیراهنش را بکند و بیرون بیاید.
بر ندارد میوه تا خام است دست از شاخسار
زاهد ناپخته را از خود بریدن مشکل است
هوش مصنوعی: میوه قبل از رسیدن و پختگی از درخت جدا نمیشود و برنده شدن از ریشهٔ ناپخته و نارس برای زاهد دشوار است.
هر که در قید خودآرایی گره گردید، ماند
آب را از پنجه گوهر چکیدن مشکل است
هوش مصنوعی: هر کسی که اسیر ظاهرگرایی و خودآرایی باشد، مانند آبی است که از دست گوهر پایین میچکد و رهایی از این قید برایش دشوار است.
عقل و دین و دل درین سودا کم از بیعانه است
با چنین سرمایه یوسف را خریدن مشکل است
هوش مصنوعی: در این دنیای عشق و احساس، عقل، دین و دل ارزش چندانی ندارند و مانند پیشپرداختی هستند. با این داراییهای اندک، خریدن یوسف (که نماد زیبایی و کمال است) کار دشواری به نظر میرسد.
بی قراران هر نفس در عالمی جولان کنند
همچو بوی گل به یک جا آرمیدن مشکل است
هوش مصنوعی: بیقراری و ناآرامی در هر لحظه باعث میشود که افراد در جستجوی خوشی و زیبایی مثل بویی که از گل میآید، دایماً در حال حرکت و فعالیت باشند. برای آنها خیلی سخت است که در یک جا آرام بگیرند و ثابت بمانند.
ماتم فرهاد کوه بیستون را سرمه داد
بی هم آوازی نفس از دل کشیدن مشکل است
هوش مصنوعی: فرهاد به خاطر عشق، کوه بیستون را به تلاشهای بیوقفهاش زینت بخشید، اما همدل نبودن با معشوق باعث میشود که از دل ناله زدن و فریاد کشیدن کار دشواری باشد.
در گلستانی که بوی گل گرانی می کند
با قفس بر عندلیب ما پریدن مشکل است
هوش مصنوعی: در باغی که عطر گلها به مشام میرسد، پرواز بلبل با قفس دشوار است.
چشم خودبینی به هر ناکرده کاری داده اند
کار عالم کردن و خود را ندیدن مشکل است
هوش مصنوعی: چشم خودبین باعث میشود که انسان به هر اقدامی که نکرده است، نگاهی بزرگ و مهم داشته باشد. در حالی که در واقع، دیدن واقعیتهای خود و عیبهای خود کار دشواری است.
بازوی همت ضعیف و تیغ جرأت شیشه دل
با سلاحی این چنین از خود بریدن مشکل است
هوش مصنوعی: توانایی و تلاش ضعیف و شجاعت کم مانند تیغی است که به قلبی آسیب میزند. بنابراین، با چنین ابزارهایی، جدا شدن از خود سخت و دشوار است.
تا گمان نیش خاری هست در دشت وجود
همچو خون مرده یک جا آرمیدن مشکل است
هوش مصنوعی: وقتی هنوز احتمال وجود مشکلات و دردها وجود دارد، مانند این است که نمیتوان در جایی ثابت و آرامش را تجربه کرد.
سایه بال هما در قبضه تسخیر نیست
دامن دولت به سوی خود کشیدن مشکل است
هوش مصنوعی: سایهی پرندهای بزرگ همچون هما تحت کنترل نیست و جلب نعمت و خوشبختی به سمت خود کار سادهای نیست.
هر سر موی ترا با زندگی پیوندهاست
با چنین دلبستگی از خود بریدن مشکل است
هوش مصنوعی: هر یک از موهای تو نشانگر پیوندهای عمیق زندگیات است و با این عشق شدیدی که داری، جدا شدن از خودت کار آسانی نیست.
با قیامت پاک کن اینجا حساب خویش را
بر زمین از شرم عصیان خط کشیدن مشکل است
هوش مصنوعی: با روز قیامت، حساب خود را در این دنیا پاک کن؛ زیرا بر روی زمین، از شرم نافرمانی، خط کشیدن و عمل کردن سخت است.
در جوانی توبه کن تا از ندامت برخوری
نیست چون دندان، لب خود را گزیدن مشکل است
هوش مصنوعی: در جوانی باید توبه کنی تا بعداً پشیمان نشوی. پشیمانی مانند گاز گرفتن لب خود است که کار سخت و دردناکی خواهد بود.
منزل نقل مکان ماست اوج لامکان
آسمانها را به گرد ما رسیدن مشکل است
منزل اصلی ما در زندگی پس از مرگ بالاتر یا والاتر از آسمانها و افلاک است. بگونه ای که آسمانها وافلاک به گرد پای ما هم نمی رسند. بیت در انتقال پیام خود تشبیه تفضیل پنهان دارد.
چون سلیمان را نباشد رشک بر احوال مور؟
بار عالم را به دوش خود کشیدن مشکل است
هوش مصنوعی: وقتی سلیمان را حسد و jealousy به حال مور نمیرسد، پس بار سنگین عالم را به دوش کشیدن کار دشواری است.
می توان راز دهان یار را تفسیر کرد
در نزاکت های فکر ما رسیدن مشکل است
هوش مصنوعی: میتوان معنی و سخنان دلنشین محبوب را در ظرافتهای اندیشهمان فهمید، اما رسیدن به این درک کار آسانی نیست.
تا نگردد جذبه توفیق صائب دستگیر
از گل تعمیر، پای خود کشیدن مشکل است
هوش مصنوعی: تا زمانی که لطف و عشق الهی شامل حال انسان نشود، بازگشت به حالت بهتری از زندگی یا اصلاح خود بسیار دشوار است.