شمارهٔ ۹۶
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۹۶
بر دیر و حرم عشق بود راهبر عشاق
عشق است که آتش زده بر انفس و آفاق
در دفتر ایجاد و نخستین قلم صنع
بنوشت خط عشق به دیباچه اوراق
محکم بود از عشق نهانخانه توحید
بر مصطبه سقف است و به محراب دعا طاق
از زمزمه عشق به ما نیز نوایی
مطرب تو که بیپرده زنی نغمه عشاق
با سوز جگر عشق تو پوشیده نماند
این آتش سوزنده هویداست به احراق
بردار ز رخ پرده که با طلعت حسنت
از نور بماند مه و خورشید ز اشراق
باز آی که از شوق رخت در سر راهم
ای خاک رهت روشنی دیده مشتاق
از خیل گدایان تو ای پادشه حسن
شایسته احسانم و مستوجب انفاق
در عهد ازل گر همه میثاق گرفتند
من عهد غم عشق تو را بستم میثاق
از شورش حسن تو که مشهور جهانی
شهرت زده عشقم و شوریده آفاق
بگذار به حال خودم ای ناصح و بگذر
از من که مرا پند تو زهر است نه تریاق
منعم مکن از خوردن می بیهده واعظ (زاهد)
کاین کرده نصیبم ز ازل قاسم ارزاق
دلتنگم از اوضاع جهان بیمی و ساغر
ساقی برسان باده که شد طاقت دل طاق
شمارهٔ ۹۵: دل صاف و سینه صاف و قدح صاف و باده صاف
شمارهٔ ۹۷: اوقد النیران فی قلبی بایام الفراق
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
13
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.