شمارهٔ ۶۲
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۶۲
پس از مردن نگارم بر سر خاک مزار آمد
بحمدالله که نخل آرزو آخر به بار آمد
پس از عمری که خون از جویبار دل روان کردم
عجب نبود مرا گر سروقدی برکنار آمد
دلم نگشود هرگز بیتو از سیر گل و گلشن
که گل بیطلعت روی توام بردیده خار آمد
گذر کرده است گویا زآن سر زلف پریشانش
نسیم صبحدم آشفتهحال و بیقرار آمد
جهان یکسر عبیرآمیز و عنبربیز شد یا رب
شمیم زلف او یا نافه چین از تتار آمد
خدنگ غمزه جادو ز شست آن کمانابرو
تعالی الله که از هر سو به جانم یادگار آمد
حریف و شاهد و ساقی ندیم و مطرب و می کو
که وقت سیر صحرا و تماشای بهار آمد
ز کید روزگار و فتنه گردون چه غم دیگر
که ساغر پر ز می گردید وقتی غمگسار آمد
شمارهٔ ۶۱: چه خوش آنگه که تو را بر من مسکین نظری بود
شمارهٔ ۶۳: چه حالتیست که بر ما ز عشق روی نمود
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.