شمارهٔ ۳۶
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۶
یک جهان جان گفته نرخ بوسه را جانان خراج
حبذا نرخی چنین ارزان و بازار رواج
گر نبودی چون تو فرزندی مراد از ازدواج
تا قیامت آدم و حوا ندیدی ابتهاج
شادمان در فرش دیبا خفته لیلی را چه غم
خاره یا خار بیابان است مجنون را دواج
دردمندم گر چه بگذر از مداوایم طبیب
درد عشقت این نخواهد عاشق مسکین علاج
ساقیا افسرده دل در آتش دل سوختم
آتشم را آب ده آبم بده آتش مزاج
تا فلک ایمن شود از دود آه آتشین
خاک ما را به که نشکافند بعد از اندراج
لاف رعنایی زند با قامت یارم دریغ
باغبان در باغ ننشاند پس از این سرو کاج
عالم فانی بنه با ساغر و پیمانه باش
جامی از جمشید جم باقی بود از تخت و تاج
شمارهٔ ۳۵: اشترقت فی القلب نور العشق نارا کالسراج
شمارهٔ ۳۷: صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوح
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.