شمارهٔ ۳۱
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۱
به من یار بیمهر و غم مهربان است
همانا که این فتنه از آسمان است
به آزادگان کینه رسم جهان است
جهان دشمن جان آزادگان است
ز رفتار گردون دون دل پر از خون
ز خوناب دل دیدهام خونفشان است
ز بیمهری چرخ و بدعهدی یار
به دل داغ پنهان و درد نهان است
نه با من کسی را سر هم زبانی
نه با من کس از مهر همداستان است
به گرداب غم زورق طالعم را
بلا ناخدا و اجل بادبان است
ز غوغای مرغان گلشن به تنگم
قفس دلگشاتر از این آشیان است
به مرغان خوشدل ز گلزار و گل کو
مرا نی سر این نه سودای آن است
خوشا دام صیاد و کنج اسیری
که نه بیم گلچین و نه باغبان است
بده باده ساقی که ساغر چه داند
حریم حرم یا که دیر مغان است
شمارهٔ ۳۰: در نهانخانه عشقت دل و جان این همه نیست
شمارهٔ ۳۲: چه شوریست یا رب که با ساربان است
اطلاعات
وزن:
فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.