شمارهٔ ۱۴۷
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۴۷
سخت دلتنگم از اوضاع جهان ساقی کو
عمر بر باد فنا رفت می باقی کو
تا به کی محنت هجران و غم قرب رقیب
غیرت عشق چه شد غایت مشتاقی کو
زهر غم کرده قلک اهل صفا را به مذاق
می صافی که کند بر همه تریاقی کو
می بخور نی غم بیهوده که عالم فانیست
آن که مانده است و بماند به جهان باقی کو
زاین همه قول هوسناک سروری نفزود
مطرب از پرده غم نغمه عشاقی کو
بینمت خرقه و سجاده به می آلوده
زاهدا آن همه سالوسی و زراقی کو
ساغر از گردش ایام فتاده است ز پا
گیردش دست به یک دور قدح ساقی کو
بهر یک لقمه نان منت دونان چه کشم
یا علی قاسم الارزاقی رزاقی کو
شمارهٔ ۱۴۶: زهی کمال رای تو جهان به زیر پای تو
شمارهٔ ۱۴۸: جانب صحرا روی و خلق ز هر سو
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.