شمارهٔ ۱۲۹
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۲۹
من آن مرغ سبکروحم که جا در لامکان دارم
ملول از سیر گلزارم هوای آشیان دارم
چو طوطی مانده دور از آشیانم در قفس اما
همای عرش پروازی به زیر پر نهان دارم
چو عنقا از نشان دورم ز چشم خلق مستورم
برید عالم نورم نشان از بینشان دارم
قفس تنگ است بر بالم ولیکن از سبکروحی
فضای شش جهت را از زمین تا آسمان دارم
ز جام عشق جانان دردآشامم من ای صوفی
وز آن درد صفاپرور صفای جسم و جان دارم
از این نامحرمان مشنو رموز عشق من دانم
که الفت در حریم قرب حق با محرمان دارم
خمار باده دوشینهام ساقی بده جامی
که فتوای صبوحی خوردن از پیر مغان دارم
ز سوز سینه آخر میکشم ای آسمان آهی
کمینی کردهام وز کینه در کمان دارم
چو ساغر گر تهی دستم ز جام عشق سرمستم
به کف از همت پیر مغان رطل گران دارم
شمارهٔ ۱۲۸: منم که مست و خراب از صفای جام الستم
شمارهٔ ۱۳۰: کو عشق جانانی که من در راهش از جان بگذرم
اطلاعات
وزن:
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.