شمارهٔ ۱۱۳
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۱۳
من همان رند خراب و عاشق و دیوانهام
کز ازل مجنونصفت در عاشقی افسانهام
رهرو بیخانمانم رند بینام و نشان
آشنای عشقم و از عقل و دین بیگانهام
در خرابات مغان سرمست جام وحدتم
در صفای میکشان دردیکش میخانهام
گاه رند بادهنوشم گاه پیر میفروش
گاه ساقی گاه خم گه باده گه پیمانهام
محفل شوریدگان عشق را هنگامهام
هم ندیم محفلم هم شمع و هم پروانهام
در مقام عشقبازی عاشق و معشوق را
هم دل و هم دلبرم هم جان و هم جانانهام
گاه در باغ جنانم طایر عرشآشیان
گاه مرغ گلشنم در قید آب و دانهام
چند گویی کآشیان بلبلی را برق سوخت
خود نمیدانی که من هم برق و هم کاشانهام
از پی گنجی چه میگردی به هر ویرانهای
دولت از من جو که من هم گنج و هم ویرانهام
من که کشتی میبرم در بحر بیپایان عشق
خود همیغواص بحرم خود در یکدانهام
گه به شکل شیخ شهرم زاهد تسبیحخوان
گه به سلک میپرستان ساغر مستانهام
شمارهٔ ۱۱۲: تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیم
شمارهٔ ۱۱۴: ما دل به جور و جان به جفایت سپردهایم
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
11
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.