شمارهٔ ۱۰۴
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۰۴
آن شب که قرین جام گشتم
بیلعل تو تلخکام گشتم
با فکر رخ و خیال زلفت
سرگشته صبح و شام گشتم
آشفته و طیرهدل که بینی
زآن طره مشکفام گشتم
مشکن پر و بال من که من خود
دانسته اسیر دام گشتم
تا عشق تو آشنای من شد
بیگانه ز ننگ و نام گشتم
چندان رفتم ز یاد صیاد
کافسرده به کنج دام گشتم
در میکده رفتم و چو ساغر
مست می لعلفام گشتم
شمارهٔ ۱۰۳: ایام عمر میشمرد دور ماه و سال
شمارهٔ ۱۰۵: با خیالت هر قدم از خویش بیرون رفتهام
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
7
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.