شمارهٔ ۱۰
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۰
دی آمدم به کوی تو دیدم رقیب را
رشکم ز کف گرفت عنان شکیب را
خون ریختن به کعبه نبودی اگر حرام را
میریختم به کوی تو خون رقیب را
صد سامری به یک نظر از راه میبرند
من دیدم آن دو نرگس جادوفریب را
دردیست درد من که مداوا نمیشود
کمتر دهید زحمت بیجا طبیب را
ما غصههای تیره شب هجر دیدهایم
بر ما مگوی قصه روز حسیب را
آن کس که داد بر تو جمال و کمال حسن
دیوانه ساخت این دل محنتنصیب را
دهقان به طرق باغ چو بنشاند گلبنی
آموخت عشقورزی گل عندلیب را
خشت و گلی ز دیر و حرم در میان نبود
مومن گرفت سبحه و کافر صلیب را
بیهوده رهنورد مشو در طریق عشق
از راهرو بپرس فراز و نشیب را
ساغر طریق عشق نکویان گرفت و رفت
نشنید قول ناصح و پند ادیب را
شمارهٔ ۹: به عشقت شد مرا راز دل از اشک نهان پیدا
شمارهٔ ۱۱: این شهسوار کیست که آید به فر و زیب
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.