گر جور شکم نیستی، هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی بلکه صیاد خود دام ننهادی.
حکیمان دیر دیر خورند و عابدان نیم سیر و زاهدان سد رمق و جوانان تا طبق برگیرند و پیران تا عرق بکنند، اما قلندران چندان که در معده جای نفس نماند و بر سفره روزی کس.
اسیر بند شکم را دو شب نگیرد خواب
شبی ز معدهٔ سنگی شبی ز دلتنگی
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکینبشته
تعداد ابیات: 1
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گر جور شکم نیستی، هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی بلکه صیاد خود دام ننهادی.
اگر طمع و زیادهخواهی شکم (پرخوری و دلبستگی به غذا) نبود، هیچ پرندهای در دام صیاد گرفتار نمیشد، بلکه اصلاً صیاد خود دام نمیگذاشت. در حقیقت اگر انسان اسیر طمع و هوسهای نفسانی (مانند زیادهخواهی در خوردن) نباشد، نهتنها در دام وسوسهها گرفتار نمیشود، بلکه اساساً دلیلی برای وجود دام (وسوسهها) باقی نمیماند.