برگردان به زبان ساده
سالی از بلخ بامیانم سفر بود و راه از حرامیان پر خطر. جوانی به بدرقه همراه من شد، سپربازِ چرخانداز، سلحشورِ بیشزور که به ده مردِ توانا کمانِ او زه کردندی و زورآورانِ رویِ زمین پشت او بر زمین نیاوردندی ولیکن چنان که دانی متنعم بود و سایهپرورده نه جهاندیده و سفر کرده. رعد کوس دلاوران به گوشش نرسیده و برق شمشیر سواران ندیده.
هوش مصنوعی: سالی از بلخ به بامیان سفر داشتم و راه پرخطر و ناامنی پیش رویم بود. جوانی به عنوان همراهم آمد، او مردی بود جنگجو و قوی که به تعداد ده مرد قوی، کمانش را بهخوبی کشیده بود و هیچ زورمندی نمیتوانست او را به زمین برساند. اما او بهطور خاص نازپرورده و از دنیای واقعی دور بود، به طوری که نه صدای کوس دلاوران را شنیده بود و نه درخشندگی شمشیر سواران را دیده بود.
نیفتاده بر دست دشمن اسیر
به گِردش نباریده باران تیر
هوش مصنوعی: اسیرِ دشمن نیست که بر دست او نیفتاده و دورش بارانی از تیرها نباریده است.
اتفاقاً من و این جوان هر دو در پی هم دوان. هر آن دیوار قدیمش که پیش آمدی به قوّت بازو بیفکندی و هر درخت عظیم که دیدی به زور سرپنجه بر کندی و تفاخرکنان گفتی:
هوش مصنوعی: من و این جوان به طور همزمان در حال دویدن بودیم. هر وقت به دیوار قدیمی میرسیدیم، با تمام قدرت آن را میشکستیم و هر درخت بزرگی که میدیدیم را به زور از ریشه در میآوردیم و با افتخار به دیگران میگفتیم که چقدر قوی هستیم.
پیل کو تا کتف و بازوی گُردان بیند؟
شیر کو تا کف و سر پنجهٔ مردان بیند؟
هوش مصنوعی: کدام فیل را میتوان دید که به کتف و بازوی بزرگ مردان نگاه کند؟ و کدام شیر است که به دست و پنجه قوی آنها توجه کند؟
ما در این حالت که دو هندو از پس سنگی سر بر آوردند و قصد قتال ما کردند. به دست یکی چوبی و در بغل آن دیگر کلوخ کوبی. جوان را گفتم: چه پایی؟
هوش مصنوعی: در این موقعیت، دو هندو از پشت یک سنگ بیرون آمدند و خواستند با ما بجنگند. یکی از آنها چوبی در دست داشت و دیگری نیز سنگی در بغلش بود. به جوان گفتم: "چکار باید بکنیم؟"
بیار آنچه داری ز مردی و زور
که دشمن به پای خود آمد به گور
هوش مصنوعی: هرچه قدرت و توانایی داری به کار گیر، چون دشمن پا به گور گذاشته و دیگر تهدیدی نیست.
تیر و کمان را دیدم از دست جوان افتاده و لرزه بر استخوان.
هوش مصنوعی: تیر و کمان را دیدم که از دستان جوان افتاده و او را به لرز وا داشته است.
نه هر که موی شکافد به تیر جوشنخای
به روز حملهٔ جنگاوران بدارد پای
هوش مصنوعی: نه هر کسی که در میدان جنگ، لباس زره بر تن کند و با تیر به سوی دشمن بزند، لزوماً شجاعت و دلیری واقعی دارد. در روز نبرد تنها کسانی که واقعا دلیرند، میتوانند ایستادگی کنند.
چاره جز آن ندیدیم که رخت و سلاح و جامهها رها کردیم و جان به سلامت بیاوردیم.
هوش مصنوعی: جز این راهی نداشتیم که وسایل و لباسهایمان را رها کنیم و جان خود را نجات دهیم.
به کارهای گران مرد کاردیده فرست
که شیر شرزه در آرد به زیر خمّ کمند
هوش مصنوعی: به سراغ مردان با تجربه و کاردان برو که میتوانند به خوبی از پس کارهای سخت و دشوار برآیند، زیرا آنها مثل شیر قوی و دلیر قادرند هر مشکلی را حل کنند و به کنترل اوضاع بپردازند.
جوان اگر چه قوییال و پیلتن باشد
به جنگ دشمنش از هول بگسلد پیوند
هوش مصنوعی: جوان هرچقدر هم که نیرومند و دلیر باشد، در برابر دشمن ممکن است از ترس و وحشت، از میدان جنگ عقبنشینی کند.
نبرد پیش مصافآزموده معلوم است
چنان که مسألهٔ شرع پیش دانشمند
مصافآزموده یعنی جنگنجوی باتجربه