وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم؛ دلآزرده به کنجی نشست و گریان همیگفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی میکنی؟
چه خوش گفت زالی به فرزند خویش
چو دیدش پلنگافکن و پیلتن
گر از عهد خردیت یاد آمدی
که بیچاره بودی در آغوش من،
نکردی در اینروز بر من جفا
که تو شیرمردی و من پیرزن
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکینبشته
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم؛ دلآزرده به کنجی نشست و گریان همیگفت: مگر خُردی فراموش کردی که درشتی میکنی؟