برگردان به زبان ساده
یکی را زنی صاحب جمالِ جوان درگذشت و مادرزن فرتوت به علّتِ کابین در خانه مُتَمَکِّن بماند و مرد از مُحاورتِ او به جان رنجیدی و از مجاورتِ او چاره ندیدی، تا گروهی آشنایان به پرسیدن آمدندش.
هوش مصنوعی: مردی به زن جوان و زیبای خود که فوت شده بود، بسیار ناراحت بود. مادر زن که پیر و ناتوان بود، به خاطر مهریه در خانه باقی مانده بود. این مرد از همراهی با مادر زن زجر میکشید و نمیدانست چگونه باید از این وضعیت رهایی پیدا کند، تا اینکه چند نفر از آشنایان برای عیادت و پرسیدن حالش به خانهاش آمدند.
یکی گفتا: چگونهای در مفارقتِ یارِ عزیز؟
هوش مصنوعی: یک نفر پرسید: در جدایی از یار عزیزت چگونهایی؟
گفت: نادیدنِ زن بر من چنان دشخوار نیست که دیدنِ مادرزن.
او گفت: ندیدن زن (وفات زن) برای من به اندازه دیدن مادرزن سخت نیست.
گل به تاراج رفت و خار بماند
گنج برداشتند و مار بماند
گل به یغمای خزان رفت و خارِ دلآزار بر جای آن نشست،گنجِ گرانبها برده شد و اژدهای پاسدارِ آن بجا ماند.
دیده بر تارکِ سَنان دیدن
خوشتر از رویِ دشمنان دیدن
اگر چشم خویش را بر فراز سرنیزه ببینند، خوشتر از آنکه به رخسارِ دشمن گشایند؛
واجب است از هزار دوست برید
تا یکی دشمنت نباید دید
اگر دیدارِ هزار دوست موقوف به ملاقات یک دشمن باشد سزاوار و بایسته آنست که به دیدارِ دوستان نرود تا روی دشمن نبینند.