برگردان به زبان ساده
جوانمردی را در جنگِ تاتار جراحتی هول رسید.
جوانمرد و پهلوانی بود که در جنگ با تاتارها زخمی شدید و خطرناک بهاو رسیده بود.
کسی گفت: فلان بازرگان نوشدارو دارد، اگر بخواهی، باشد که دریغ ندارد.
یکی به او گفت: فلان بازرگان نوشدارو دارد، اگر از او بخواهی، حتما بهتو کمک میکند.
گویند آن بازرگان به بُخْل معروف بود.
گفتهشده که آن بازرگان در آن ناحیه به خسیسی و بخل معروف بود.
گر به جایِ نانش، اندر سفره بودی آفتاب
تا قیامت روزِ روشن کس ندیدی در جهان
اگر قرصِ آفتاب بجای گردهٔ نان در سفرهٔ وی بود، تا رستخیز دیگر کسی روز تابان به چشم نمیدید.
جوانمرد گفت: اگر خواهم، دارو دهد یا ندهد. و گر دهد، منفعت کند یا نکند. باری، خواستن از او زهرِ کُشنده است.
جوانمرد گفت: اگر دارو از او بخواهم یا میدهد یا نمیدهد و اگر بدهد یا مرا درمان میکند و یا فایدهای ندارد؛ اما خواهش از او زهر کُشنده است.
هر چه از دونان به منّت خواستی
در تن افزودیّ و از جان کاستی
هرچه از فرومایگان به منّت و خواری طلبیدی (طلب کنی)، پیکرِ فربه و روانِ آدمی نَزار کردی(میکند).
و حکیمان گفتهاند: آبِ حیات اگر فروشند فیالمثل به آبروی، دانا نخرد که مردن به علّت بِهْ از زندگانی به مَذَلّت.
و دانایان گفتهاند: آبِ زندگی (بقا) اگر به مَثَل به بهایِ آبرو و شرف دهند، حکیم نخرد. زیرا از بیماری و درد، جان سپردن خوشتر است تا در خواری و ننگ زیستن.
اگر حَنْظَل خوری از دستِ خوشخوی
بِهْ از شیرینی از دستِ تُرُشروی
اگر حنظل تلخ از دست آدم سخاوتمند و خوشاخلاق بخوری، گواراتر از شیرینی از دست آدم خسیس و بدخوست. (حنظل: میوهای است شبیه هندوانه و بسیار تلخ)