دزدی گدایی را گفت: شرم نداری که دست از برایِ جوی سیم پیشِ هر لَئیم دراز میکنی؟
گفت:
دست دراز از پیِ یک حبّه سیم
به که بِبُرَّند به دانگی و نیم
اطلاعات
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکینبشته
تعداد ابیات: 1
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دزدی گدایی را گفت: شرم نداری که دست از برایِ جوی سیم پیشِ هر لَئیم دراز میکنی؟
دزدی به گدایی گفت: خجالت نمیکشی که برای پول ناچیزی دست خود را پیش هر آدم پستی دراز میکنی؟
دست دراز از پیِ یک حبّه سیم
به که بِبُرَّند به دانگی و نیم
گدا گفت: دست دراز کردن برای یک جو سیم بهتر از اینکه به دانگ و نیمی قطع کنند.