برگردان به زبان ساده
یکی بر سرِ راهی مستْ خفته بود و زمامِ اختیار از دست رفته.
شخصی در میانه راه مست و ناهشیار بود و کنترل خود را از دست داده بود.
عابدی بر وی گذر کرد و در آن حالتِ مستقبَح او نظر کرد.
عابدی از کنار او عبور کرد و در حالی که او در وضعیت نامناسبی بود، به او نگاه کرد.
اِذاٰ مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً
چون به ناشایستی (خطایی) بگذرند، جوانمردانه بگذرند (و چشم بپوشند)
اِذا رَأیْتَ اَثِیماً کُنْ سٰاتِراً وَ حَلیماً
یا مَنْ تُقَبِّحُ اَمْرِی لِمْ لا تَمَرُّ کَرِیماً
چون بزهکاری را بینی، پردهپوش و بردبار باش. ای که کارِ مرا زشت میشماری چرا کریمانه بر من نمیگذری؟ (و چشم نمیپوشی؟).
متاب ای پارسا، روی از گنهکار
به بخشایندگی در وی نظر کن
ای پرهیزگار از بزهکار اِعراض مکن و به چشم عفو و اغماض در وی ببین.
اگر من ناجوانمردم به کردار
تو بر من چون جوانمردان گذر کن
اگر من به عمل رادمرد و نکوکار نباشم، تو بر من کریموار بگذر و به دیدهٔ بخشایش بنگر.